الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 بچه ها .....

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3
نويسندهپيام
Assal
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 1476
Age : 28
Location : تهران
Registration date : 2007-12-19

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الأربعاء يناير 30, 2008 6:34 pm

وای خدا...

چی بگم؟؟

بگم خوش اومدی؟؟؟

به خونه ی خودت...

نه...

می گم خوش اومدی...

به جمع ما...

هلنای گلم جات خیلی خیلی خالی بود...

دلم واست یه ذره شده بود خانومی...

من همیشه از نوید حالتونو می پرسیدم....

می گفت درگیرین...

ایشالا که بر طرف شده باشه...

جای رضای عزیزم خیلی خالیه....

ما هممون به رضا مدیونیم...

واسه راه اندازی دوباره ی فروم...

سلام منو بهش برسوووون....

خیلییی زییییییییییاد...

بازم می گم خوش اومدی...و خیلی ممنونم که اومدی.... I love you
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.werfriends.blogfa.com
HeLena
Admin
Admin


تعداد پستها : 256
Registration date : 2008-01-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الأربعاء يناير 30, 2008 9:14 pm

leila نوشته است:
وای.......................


هلنا

I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you I love you ...................


ممنون لیلای من


اونقدر استقبالت غیر منتظره و عالی بود خانومی که واقعا نمی دونم چی بگم...

می دونی عزیزم ,
خیلی وقت ها کلمه ها , نامناسبترین منبع برای ابراز احساسات هستند..
یک نگاه اشتیاق آمیز,
یک تکان دادن کوتاه دست ,
یک لبخند پنهانی ,
و حتی بستن چشمان برای مدتی کوتاه از شدت خوشحالی,
بهترین ابراز احساسات برای یک دوری طولانی مدت هستند,
چیزی که حتی هزاران کتاب نیز قادر به توصیف اون نیستند.


ممنون به خاطر همه چیز لیلای عزیزم.





_________________
ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت ....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
HeLena
Admin
Admin


تعداد پستها : 256
Registration date : 2008-01-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الأربعاء يناير 30, 2008 9:26 pm

Arakadrish نوشته است:
سر پاكت دوم رو وا ميكنم ...

باسمه تعالي ...

بموجب اين حكم ، قطع دست و پاي متهم به صورت ضربدري Shocked لازم الاجراست ...


صر و صداي جمعيت بلند ميشه ... !!

پايين برگه رو نگاه ميكنم ... متهم رديف اول : رضا رايان

از خجالت سرخ و سفيد ميشم ... با صداي بلند ميگم : و سلام علي من اتبع الهدي ... تموم شد مردم ... ديگه ميتونيد بريد خونه ها ...

اين كه خوندم مال يه متهم ديگه است كه هنوز به چنگ قانون نيفتاده

Laughing Laughing

يكي اسفند مياره ... يكي نقل و نبات ميپاشه هوا ... يكي از اون گوشه داد ميزنه : براي سلامتي هلـنا صلوااااات ...

صداي يكدست جمعيت : اللـــــهم صل عل محمـــــد و آل محمــــــد

مجيد گوسفند ميدونه پايين سكو ...

خيشش ... خيششش ...

خيشش ... خيششش ...

نويد (عمو حيدر) چاقوش رو تيز ميكنه ... داد ميزنه : يه آفتابه آب بياريـــــن ...

تو ميگي : گناه داره ... دلم نمياد ... ولش كنين

عمو حيدر ميگه : شام ملت و چيكار كنيم ؟؟

دلارام از بالاي سكو ميگه : من و الهام براي همه پيتزا ميپزيم !! راني هلو هم به افتخار هلنا ... همه مهمون من tongue

قاضي القضات پير از لاي جمعيت راش رو وا ميكنه و مياد جولو ... يه نگاه ميندازه به هلنا ...

ميره بالاي سكو و به عصاش تكيه ميكنه ...

اههههم ... اهههم (صداش رو صاف ميكنه و ميگه) :

اليوم خبط و خطاي اين مجرم بزهكار كلهم اجمعين پاكيزه گشت ... مقرر نموديم خانه اي نيكو و آراسته ، مفروش گرديده ، در اختيار نامبرده باشد !!

زين پس ... كسي كلامي از جفا و هجران با وي نگويد ... خاطر او را آزرده نسازد ... منادي ها در شهر ندا سر دهند ...

هفته ي واحده اي را به سرور خواهيم گذراند Laughing

صداي دست زدن جمعيت بلند ميشه (شرق ... شرق ... شرق...)

قاضي القضات فرياد ميزنه :

اين عمل قبيحه چيست كه از شمايان صادر گرديد ؟؟

يكي از ميون جمعيت داد ميزنه : بيخيال قاضي !! يه امروزه رو غلاف كن نوكرتم !!

قاضي سرش رو ميخارونه و ميگه :

بنوازيد آن دست قشنگه ها را به افتخار هلنا .. Laughing

...
-------------------------------------------------
سلام هلنا ... دير اومدي ، اما اومدي

نميپرسم كجا بودي و چي ها ديدي !!

ميگم خوش اومدي ...

اميدوارم شاد و خندون باشي و براي هميشه دور صيغه ي رفتن رو خط بگيري

... Very Happy




درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس


همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس...


البته من الان می خوام که پیش قاضی پا در میونی کنم ,
و Shocked رضای عزیزم رو تبرئه کنم..
(به قول تو مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه ..!!)
Laughing


ولی حالا امتحان کردن که ضرر نداره ..
میگم اصلا چطوره که ورقه ای که توش حکم رو نوشته رو بلند کنم و به جای اسم رضای عزیزم ,
اسم یکی دیگه رو بذاریم ..
مثلا ..اممم.. عباس قادی affraid

حالا نمی دونم تو این هیری ویری , عباس قادری این وسط چی کار می کنه ! What a Face


میگم پس چی شد این قیمه ..
مگه قرار نبود با گوشت گوسفند یه سور حسابی بدین . alien
این نوید هم این روزها خیلی تنبل شده ,
باید یه سر ببریمش آشپزخونه ی فوروم اونجا یه چند تا ظرف بشوره Laughing

_________________
ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت ....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
HeLena
Admin
Admin


تعداد پستها : 256
Registration date : 2008-01-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الأربعاء يناير 30, 2008 9:30 pm

A$$AL نوشته است:
وای خدا...

چی بگم؟؟

بگم خوش اومدی؟؟؟

به خونه ی خودت...

نه...

می گم خوش اومدی...

به جمع ما...

هلنای گلم جات خیلی خیلی خالی بود...

دلم واست یه ذره شده بود خانومی...

من همیشه از نوید حالتونو می پرسیدم....

می گفت درگیرین...

ایشالا که بر طرف شده باشه...

جای رضای عزیزم خیلی خالیه....

ما هممون به رضا مدیونیم...

واسه راه اندازی دوباره ی فروم...

سلام منو بهش برسوووون....

خیلییی زییییییییییاد...

بازم می گم خوش اومدی...و خیلی ممنونم که اومدی.... I love you


ممنون عسلم

اینکه از من و رضای عزیزم می پرسی ,
به اندازه ی یک دنیا برام ارزش داره .

رضای عزیزم هم کمی مشکلات براشون پیش اومده,
که حتما در اسرع وقت میاد .

وجود دوستان مهربونی مثل شما خانومی,
باعث میشه که تمام مشکلات, همچون برف در مقابل خورشید ذوب بشن.
حرارت عشق و محبتی که بین ما وجود داره,
قادر به شکستن تمام یخ های دنیاست.


باز هم ممنون عزیزم.




_________________
ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت ....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
nAvId
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2240
Age : 28
Location : همه جاي ايران سراي من است
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الأربعاء يناير 30, 2008 9:47 pm

HeLena نوشته است:
Arakadrish نوشته است:
سر پاكت دوم رو وا ميكنم ...

باسمه تعالي ...

بموجب اين حكم ، قطع دست و پاي متهم به صورت ضربدري Shocked لازم الاجراست ...


صر و صداي جمعيت بلند ميشه ... !!

پايين برگه رو نگاه ميكنم ... متهم رديف اول : رضا رايان

از خجالت سرخ و سفيد ميشم ... با صداي بلند ميگم : و سلام علي من اتبع الهدي ... تموم شد مردم ... ديگه ميتونيد بريد خونه ها ...

اين كه خوندم مال يه متهم ديگه است كه هنوز به چنگ قانون نيفتاده

Laughing Laughing

يكي اسفند مياره ... يكي نقل و نبات ميپاشه هوا ... يكي از اون گوشه داد ميزنه : براي سلامتي هلـنا صلوااااات ...

صداي يكدست جمعيت : اللـــــهم صل عل محمـــــد و آل محمــــــد

مجيد گوسفند ميدونه پايين سكو ...

خيشش ... خيششش ...

خيشش ... خيششش ...

نويد (عمو حيدر) چاقوش رو تيز ميكنه ... داد ميزنه : يه آفتابه آب بياريـــــن ...

تو ميگي : گناه داره ... دلم نمياد ... ولش كنين

عمو حيدر ميگه : شام ملت و چيكار كنيم ؟؟

دلارام از بالاي سكو ميگه : من و الهام براي همه پيتزا ميپزيم !! راني هلو هم به افتخار هلنا ... همه مهمون من tongue

قاضي القضات پير از لاي جمعيت راش رو وا ميكنه و مياد جولو ... يه نگاه ميندازه به هلنا ...

ميره بالاي سكو و به عصاش تكيه ميكنه ...

اههههم ... اهههم (صداش رو صاف ميكنه و ميگه) :

اليوم خبط و خطاي اين مجرم بزهكار كلهم اجمعين پاكيزه گشت ... مقرر نموديم خانه اي نيكو و آراسته ، مفروش گرديده ، در اختيار نامبرده باشد !!

زين پس ... كسي كلامي از جفا و هجران با وي نگويد ... خاطر او را آزرده نسازد ... منادي ها در شهر ندا سر دهند ...

هفته ي واحده اي را به سرور خواهيم گذراند Laughing

صداي دست زدن جمعيت بلند ميشه (شرق ... شرق ... شرق...)

قاضي القضات فرياد ميزنه :

اين عمل قبيحه چيست كه از شمايان صادر گرديد ؟؟

يكي از ميون جمعيت داد ميزنه : بيخيال قاضي !! يه امروزه رو غلاف كن نوكرتم !!

قاضي سرش رو ميخارونه و ميگه :

بنوازيد آن دست قشنگه ها را به افتخار هلنا .. Laughing

...
-------------------------------------------------
سلام هلنا ... دير اومدي ، اما اومدي

نميپرسم كجا بودي و چي ها ديدي !!

ميگم خوش اومدي ...

اميدوارم شاد و خندون باشي و براي هميشه دور صيغه ي رفتن رو خط بگيري

... Very Happy




درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس


همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس...


البته من الان می خوام که پیش قاضی پا در میونی کنم ,
و Shocked رضای عزیزم رو تبرئه کنم..
(به قول تو مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه ..!!)
Laughing


ولی حالا امتحان کردن که ضرر نداره ..
میگم اصلا چطوره که ورقه ای که توش حکم رو نوشته رو بلند کنم و به جای اسم رضای عزیزم ,
اسم یکی دیگه رو بذاریم ..
مثلا ..اممم.. عباس قادی affraid

حالا نمی دونم تو این هیری ویری , عباس قادری این وسط چی کار می کنه ! What a Face


میگم پس چی شد این قیمه ..
مگه قرار نبود با گوشت گوسفند یه سور حسابی بدین . alien
این نوید هم این روزها خیلی تنبل شده ,
باید یه سر ببریمش آشپزخونه ی فوروم اونجا یه چند تا ظرف بشوره Laughing



نه دستتون درد نکنه

دستتون درد نکنه ها ...

آشپز که هستم ... ظرف شور که هستم ... کبابی که هستم ... قناد که هستم ... عمو حیدر که هستم ... دایی نوید که هستم ...

باز میگین تنبلم ؟

اشکال نداره ...

هیییی هی ... Neutral
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.werfriends.blogfa.com
Arakadrish
مشتاق
مشتاق


تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الخميس يناير 31, 2008 3:54 am

سور حسابي ؟ Shocked

هلنا رحم كن !!

بچه ها همون پول نقل و نبات رو هم دنگي دونگي حساب كردن (تا سه ماه زير قرضن)

پول گوشت و برنج رو چجوري رديف كنيم آخه ؟؟

من هستم !!

Shocked

كي بود ؟ كي بود ؟ كي گفت من هستم ؟

دلارام ؟

هيچي ديگه هلنا !! حله ! دلارام اعلام آمادگي كرد Laughing

خب ... اسفند و زغالش هم با من

Embarassed

شاگر آشپز هم كه ديگه معلومه

Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
maryashena
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 1153
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الخميس يناير 31, 2008 4:10 am

وای

باورم نمیشه

هلنا جون خودتی


کجا بودی تا حالا؟

میدونی چقدر چشم انتظارت بودیم bounce

به خونه خودت خیلی خیلی خوش اومدی lol!


نمی دونی چقدر خوشحال شدم

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
HeLena
Admin
Admin


تعداد پستها : 256
Registration date : 2008-01-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الجمعة فبراير 01, 2008 1:32 pm

مریم اشنا نوشته است:
وای

باورم نمیشه

هلنا جون خودتی


کجا بودی تا حالا؟

میدونی چقدر چشم انتظارت بودیم bounce

به خونه خودت خیلی خیلی خوش اومدی lol!


نمی دونی چقدر خوشحال شدم




اوووه مریم عزیز من

چقدر دلم برای پاکی و صداقتت تنگ شده بود.

هنوز همون آواتارت که من رو به یاد راهبه ها می اندازه رو قرار دادی.

واقعا متاسفم عزیزم که اینقدر شما رو منتظر گذاشتم,
قول می دم که با ترجمه ی چند تا ترانه از نانسی ,
که امیدوارم خوشحالت کنه ,
حسابی از خجالتت دربیام.

از اینکه دوباره و به این جمع زیبا و گرم برگشتم واقعا خوشحالم.


ممنون خانومی به خاطر همه چیز.



_________________
ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت ....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
HeLena
Admin
Admin


تعداد پستها : 256
Registration date : 2008-01-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الجمعة فبراير 01, 2008 1:34 pm

nAvId نوشته است:
HeLena نوشته است:
Arakadrish نوشته است:
سر پاكت دوم رو وا ميكنم ...

باسمه تعالي ...

بموجب اين حكم ، قطع دست و پاي متهم به صورت ضربدري Shocked لازم الاجراست ...


صر و صداي جمعيت بلند ميشه ... !!

پايين برگه رو نگاه ميكنم ... متهم رديف اول : رضا رايان

از خجالت سرخ و سفيد ميشم ... با صداي بلند ميگم : و سلام علي من اتبع الهدي ... تموم شد مردم ... ديگه ميتونيد بريد خونه ها ...

اين كه خوندم مال يه متهم ديگه است كه هنوز به چنگ قانون نيفتاده

Laughing Laughing

يكي اسفند مياره ... يكي نقل و نبات ميپاشه هوا ... يكي از اون گوشه داد ميزنه : براي سلامتي هلـنا صلوااااات ...

صداي يكدست جمعيت : اللـــــهم صل عل محمـــــد و آل محمــــــد

مجيد گوسفند ميدونه پايين سكو ...

خيشش ... خيششش ...

خيشش ... خيششش ...

نويد (عمو حيدر) چاقوش رو تيز ميكنه ... داد ميزنه : يه آفتابه آب بياريـــــن ...

تو ميگي : گناه داره ... دلم نمياد ... ولش كنين

عمو حيدر ميگه : شام ملت و چيكار كنيم ؟؟

دلارام از بالاي سكو ميگه : من و الهام براي همه پيتزا ميپزيم !! راني هلو هم به افتخار هلنا ... همه مهمون من tongue

قاضي القضات پير از لاي جمعيت راش رو وا ميكنه و مياد جولو ... يه نگاه ميندازه به هلنا ...

ميره بالاي سكو و به عصاش تكيه ميكنه ...

اههههم ... اهههم (صداش رو صاف ميكنه و ميگه) :

اليوم خبط و خطاي اين مجرم بزهكار كلهم اجمعين پاكيزه گشت ... مقرر نموديم خانه اي نيكو و آراسته ، مفروش گرديده ، در اختيار نامبرده باشد !!

زين پس ... كسي كلامي از جفا و هجران با وي نگويد ... خاطر او را آزرده نسازد ... منادي ها در شهر ندا سر دهند ...

هفته ي واحده اي را به سرور خواهيم گذراند Laughing

صداي دست زدن جمعيت بلند ميشه (شرق ... شرق ... شرق...)

قاضي القضات فرياد ميزنه :

اين عمل قبيحه چيست كه از شمايان صادر گرديد ؟؟

يكي از ميون جمعيت داد ميزنه : بيخيال قاضي !! يه امروزه رو غلاف كن نوكرتم !!

قاضي سرش رو ميخارونه و ميگه :

بنوازيد آن دست قشنگه ها را به افتخار هلنا .. Laughing

...
-------------------------------------------------
سلام هلنا ... دير اومدي ، اما اومدي

نميپرسم كجا بودي و چي ها ديدي !!

ميگم خوش اومدي ...

اميدوارم شاد و خندون باشي و براي هميشه دور صيغه ي رفتن رو خط بگيري

... Very Happy




درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس


همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده ام که مپرس...


البته من الان می خوام که پیش قاضی پا در میونی کنم ,
و Shocked رضای عزیزم رو تبرئه کنم..
(به قول تو مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه ..!!)
Laughing


ولی حالا امتحان کردن که ضرر نداره ..
میگم اصلا چطوره که ورقه ای که توش حکم رو نوشته رو بلند کنم و به جای اسم رضای عزیزم ,
اسم یکی دیگه رو بذاریم ..
مثلا ..اممم.. عباس قادی affraid

حالا نمی دونم تو این هیری ویری , عباس قادری این وسط چی کار می کنه ! What a Face


میگم پس چی شد این قیمه ..
مگه قرار نبود با گوشت گوسفند یه سور حسابی بدین . alien
این نوید هم این روزها خیلی تنبل شده ,
باید یه سر ببریمش آشپزخونه ی فوروم اونجا یه چند تا ظرف بشوره Laughing



نه دستتون درد نکنه

دستتون درد نکنه ها ...

آشپز که هستم ... ظرف شور که هستم ... کبابی که هستم ... قناد که هستم ... عمو حیدر که هستم ... دایی نوید که هستم ...

باز میگین تنبلم ؟

اشکال نداره ...

هیییی هی ... Neutral


به به آقا نوید..

می بینم که خیلی فعال شدی tongue ,

دیگه وقتشه که برات آستین بالا بزنیم.

اراک جان قربونت اون زره رو بیار که نوید آستین های زره رو بالا بزنه ببینیم چند مرده حلاجه Laughing ..!!

البته زره آستین بلند بیار. Shocked

_________________
ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت ....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
SaSaN
میهمان
میهمان


تعداد پستها : 78
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الجمعة فبراير 01, 2008 1:50 pm

واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی...
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممم...
صاحب خونه کجایی؟
خوبی هلنا خانوم...
ببخشید من این تاپیک رو ندیده بودم.
چه خبرا...
ما رو نمی بینی خوشی...
چقدر منو نصیحت می کردی...
ببین بچه خوبی شدم دیگه لازم نیست تاپیک های منو قفل کنی. Very Happy
خلاصه بگم که به خونه خودت خوش آمدی....


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
maryashena
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 1153
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الجمعة فبراير 01, 2008 6:43 pm

ممنون از محبتت هلنا جان




[img][/img]
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
REZA RAYAN
Admin
Admin


تعداد پستها : 121
Age : 32
Location : Iran
Registration date : 2007-11-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   السبت فبراير 02, 2008 12:55 am

هلنای عزیزم من هم واقعا ازت ممنونم

بخاطر همه ی زحماتی که برای من این فروم و ... کشیدی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://arabirayan.forumv.biz
HeLena
Admin
Admin


تعداد پستها : 256
Registration date : 2008-01-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   الجمعة فبراير 08, 2008 12:32 pm

Admin نوشته است:
هلنای عزیزم من هم واقعا ازت ممنونم

بخاطر همه ی زحماتی که برای من این فروم و ... کشیدی


خواهش می کنم عزیزم .

من که کاری نکردم ,

همش سعی و تلاش های تو بود که باعث شد بتونیم برای اندکی هم که شده دور هم جمع بشیم.




_________________
ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت ....


اين مطلب آخرين بار توسط در السبت فبراير 09, 2008 4:01 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
REZA RAYAN
Admin
Admin


تعداد پستها : 121
Age : 32
Location : Iran
Registration date : 2007-11-27

پستعنوان: رد: بچه ها .....   السبت فبراير 09, 2008 12:16 am

HeLena نوشته است:
Admin نوشته است:
هلنای عزیزم من هم واقعا ازت ممنونم

بخاطر همه ی زحماتی که برای من این فروم و ... کشیدی


خواهش می کنم عزیزم .

من که کاری نکردم ,

همش سعی و تلاش های تو بود که باعث شد بتونیم برای اندکی هم که شده دور هم جمع بشیم.




بخاطر این گل های زیبا خیلی خیلی ممنونم

و برای همه ی زحماتت

از ته دل

ممنونم

_________________
حبيبي ارجع انا بناديلك
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://arabirayan.forumv.biz
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: بچه ها .....   

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
بچه ها .....
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 3 از 3رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: عمومي :: آشنایی-
پرش به: