الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 قصه هاي مرجان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 12 ... 19, 20, 21
نويسندهپيام
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء أبريل 03, 2012 7:41 am

بر منکرش لعنت..من هر وقت دلم تنگ میشه میگم بیای نگات کنم
حالم خوب بشه.. lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس أبريل 05, 2012 4:20 pm

از این دنیا که برم دلم برای دوچیز تنگ میشه
نسیم بهار عطر بهار نارنج flower flower
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس أبريل 05, 2012 5:43 pm

جای آجیت خالی نباشه عزیزم، انشالله به سلامتی برگرده cheers flower

انشالله که عمر باعزت و با برکت داشته باشی، همیشه تازه و پر از شور زندگی باشی مثل نسیم بهار و عطر بهارنارنج
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الجمعة أبريل 06, 2012 4:41 pm

دلارام نوشته است:
جای آجیت خالی نباشه عزیزم، انشالله به سلامتی برگرده cheers flower

انشالله که عمر باعزت و با برکت داشته باشی، همیشه تازه و پر از شور زندگی باشی مثل نسیم بهار و عطر بهارنارنج
ممنون .سلامت باشی و عمرت بلند باشه و پر از خیر و برکت... cheers cheers cheers cheers
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الجمعة أبريل 06, 2012 4:42 pm

با اینکه امروز خیلی بهم خوش گذشت یه کم حالم گرفته س
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7588
Location : قم
Registration date : 2007-12-25

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد أبريل 22, 2012 3:59 pm

چقدر دلم برای قصه هات تنگ شده مرجان مهربونم Surprised
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 23, 2012 10:26 am

بهاره نوشته است:
چقدر دلم برای قصه هات تنگ شده مرجان مهربونم Surprised
I love you I love you I love you
یادش به خیر اینجاچه برو بیایی داشتیم.. flower flower flower
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد أبريل 29, 2012 11:42 am

بالاخره یاد گرفتیم دروغ بگیم..یاد گرفتیم لبخند دروغکی بزنیم
و صاف توی چشم هم نگاه کنیم و بگیم:"چقدر دلم برات تنگ شده بود!!!"
بالاخره بزرگ شدیم...بزرگ شدیم که تنها شدیم.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد أبريل 29, 2012 5:51 pm

janyMarjan نوشته است:
بالاخره یاد گرفتیم دروغ بگیم..یاد گرفتیم لبخند دروغکی بزنیم
و صاف توی چشم هم نگاه کنیم و بگیم:"چقدر دلم برات تنگ شده بود!!!"
بالاخره بزرگ شدیم...بزرگ شدیم که تنها شدیم.

pale silent
بدبختی من که بزرگ هم نشدم ولی تنها شدم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء مايو 01, 2012 11:38 am

دلارام نوشته است:
janyMarjan نوشته است:
بالاخره یاد گرفتیم دروغ بگیم..یاد گرفتیم لبخند دروغکی بزنیم
و صاف توی چشم هم نگاه کنیم و بگیم:"چقدر دلم برات تنگ شده بود!!!"
بالاخره بزرگ شدیم...بزرگ شدیم که تنها شدیم.

pale silent
بدبختی من که بزرگ هم نشدم ولی تنها شدم
تو تهنا نیستی من هستم... همراه اول!! Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء مايو 02, 2012 6:52 am

janyMarjan نوشته است:
دلارام نوشته است:
janyMarjan نوشته است:
بالاخره یاد گرفتیم دروغ بگیم..یاد گرفتیم لبخند دروغکی بزنیم
و صاف توی چشم هم نگاه کنیم و بگیم:"چقدر دلم برات تنگ شده بود!!!"
بالاخره بزرگ شدیم...بزرگ شدیم که تنها شدیم.

pale silent
بدبختی من که بزرگ هم نشدم ولی تنها شدم
تو تهنا نیستی من هستم... همراه اول!! Laughing Laughing Laughing


بیا یه آهنگ پیشواز بندری بذارم روت هر وقت زنگ خوردی حرکات موزون از خودت دروکن lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء مايو 02, 2012 7:53 am

نه نمیشه اشکال شرعی داره. اومدیم یه ووقت روزگاری توی کوچه خیابون زنگ خورد..یا چه میدونم سر مجلس روضه ای...
پای منبری...جایی که یه مرد نامحرم بود...میخوای پیشواز بذاری از همون اهنگهای سوزناک بذار روش ؛یه کم بریم توی فکربعد کلاس بذاریم ما
هم افسرده شدیم Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء مايو 02, 2012 3:00 pm

ای خواااااااهـــــــر... ما اگه زنگ خور داشتیم که حال و روزمون این نبود No lol!
هر چند روز یه بار خودمون با تلفن خونه شماره موبایلمون رو میگیریم یه صدایی ازش دربیاد ذوق کنیم
حرکات موزون خواهر جلوی خواهر هم که حلال است study lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء مايو 02, 2012 3:27 pm

دلارام نوشته است:
ای خواااااااهـــــــر... ما اگه زنگ خور داشتیم که حال و روزمون این نبود No lol!
هر چند روز یه بار خودمون با تلفن خونه شماره موبایلمون رو میگیریم یه صدایی ازش دربیاد ذوق کنیم
حرکات موزون خواهر جلوی خواهر هم که حلال است study lol!
مگه من کم بهت پیام میدم..هی راه و بیراه صدای گوشیت رو در میارم
اما ناشکری نکن..میخوای بیا با گوشی من عوضش کن..میبینی سال به سال هیشکی بهش
نه زنگ میزنه نه اس ام اس میده..مگر در مواقعی که خاموشه..وقتی روشن میکنم میبینم
همینطور اس ام اس میاد
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء مايو 02, 2012 4:08 pm

ای بابا، توام؟
من فکر میکردم از شانس خودمه که هر وقت حواسم به گوشیم نیست زنگ میخوره
میام می بینم دو ساعت پیش یه میس کال داشتم که شماره اش هم آشنا نیست
آخرش هم می فهمم اشتباه گرفته بوده
نگو همه گیره
Laughing lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس مايو 03, 2012 6:58 am

دلارام نوشته است:
ای بابا، توام؟
من فکر میکردم از شانس خودمه که هر وقت حواسم به گوشیم نیست زنگ میخوره
میام می بینم دو ساعت پیش یه میس کال داشتم که شماره اش هم آشنا نیست
آخرش هم می فهمم اشتباه گرفته بوده
نگو همه گیره
Laughing lol!
اره والا!!فکر کنم خودمون مقصریم...همون داستان دختر همسایه ما و اینا Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الجمعة مايو 04, 2012 3:22 pm

دلارام نوشته است:
ای بابا، توام؟
من فکر میکردم از شانس خودمه که هر وقت حواسم به گوشیم نیست زنگ میخوره
میام می بینم دو ساعت پیش یه میس کال داشتم که شماره اش هم آشنا نیست
آخرش هم می فهمم اشتباه گرفته بوده
نگو همه گیره
Laughing lol!
هیییی ما هم که منتظر به تماس بودیم دیدیم میس کال واسمون افتاده با کلی ذوق زنگ زدم ببینم می خوان بهم کار بدن یا نه دیدم یه خانمه ورداشته میگه بابام زنگ زده ببینه اون بار مصالح چی شد !!!!!! Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7074
Age : 651
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   السبت مايو 12, 2012 8:42 am

MajidDiab نوشته است:
دلارام نوشته است:
ای بابا، توام؟
من فکر میکردم از شانس خودمه که هر وقت حواسم به گوشیم نیست زنگ میخوره
میام می بینم دو ساعت پیش یه میس کال داشتم که شماره اش هم آشنا نیست
آخرش هم می فهمم اشتباه گرفته بوده
نگو همه گیره
Laughing lol!
هیییی ما هم که منتظر به تماس بودیم دیدیم میس کال واسمون افتاده با کلی ذوق زنگ زدم ببینم می خوان بهم کار بدن یا نه دیدم یه خانمه ورداشته میگه بابام زنگ زده ببینه اون بار مصالح چی شد !!!!!! Shocked

راستی داداشی مجید اون باز مصالح چی شد scratch scratch scratch scratch
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7074
Age : 651
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   السبت مايو 12, 2012 8:47 am

مرجان شما کی گوشیت روشنه Question Question

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
قصه هاي مرجان
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 21 از 21رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 12 ... 19, 20, 21

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: عمومي :: سفره خانه-
پرش به: