الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 قصه هاي مرجان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 11 ... 19, 20, 21  الصفحة التالية
نويسندهپيام
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أغسطس 02, 2010 7:50 am

دارم گرد گیری میکنم...
ولی یادش به خیر توی این تاپیک چه مبارزاتی داشتیم...
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7588
Location : قم
Registration date : 2007-12-25

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء أغسطس 03, 2010 4:35 am

.. و ما منتظريم ..
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Saghar
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 6513
Location : یه جایی میون مردم خاکی
Registration date : 2008-12-24

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء أغسطس 03, 2010 7:01 am

me2
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء أغسطس 03, 2010 7:02 am

بهاره نوشته است:
.. و ما منتظريم ..
به امید خدا cheers cheers cheers cheers cheers
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء أغسطس 03, 2010 7:13 am

یادش بخیر کلی واسه خودمون حیدر خوش مرام و آق یوسف بودیم
ای لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ریختی ...

( lol! )
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء أغسطس 03, 2010 1:40 pm

دلارام نوشته است:
یادش بخیر کلی واسه خودمون حیدر خوش مرام و آق یوسف بودیم
ای لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ریختی ...

( lol! )
دلارم یادته چه شعری میخوندی؟
چی بود... کبوتر بچه بودم...؟
درست یادم نیست
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء أغسطس 04, 2010 4:43 pm

Jany نوشته است:
دلارام نوشته است:
یادش بخیر کلی واسه خودمون حیدر خوش مرام و آق یوسف بودیم
ای لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ریختی ...

( lol! )
دلارم یادته چه شعری میخوندی؟
چی بود... کبوتر بچه بودم...؟
درست یادم نیست



آی خداااااااااااا
Laughing Laughing
کبوتر بچه بودم مادرم مرد
مرا بر دایه دادند، دایه ام مرد


lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 6314
Age : 31
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء أغسطس 04, 2010 4:50 pm

دلارام نوشته است:
Jany نوشته است:
دلارام نوشته است:
يادش بخير کلي واسه خودمون حيدر خوش مرام و آق يوسف بوديم
اي لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ريختي ...

( lol! )
دلارم يادته چه شعري ميخوندي؟
چي بود... کبوتر بچه بودم...؟
درست يادم نيست



آي خداااااااااااا
Laughing Laughing
کبوتر بچه بودم مادرم مرد
مرا بر دايه دادند، دايه ام مرد


lol!

کبوتره رو شيرووني لوک خوش شانس لونه کرده بوده
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس أغسطس 05, 2010 5:50 am

دلارام نوشته است:
Jany نوشته است:
دلارام نوشته است:
یادش بخیر کلی واسه خودمون حیدر خوش مرام و آق یوسف بودیم
ای لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ریختی ...

( lol! )
دلارم یادته چه شعری میخوندی؟
چی بود... کبوتر بچه بودم...؟
درست یادم نیست



آی خداااااااااااا
Laughing Laughing
کبوتر بچه بودم مادرم مرد
مرا بر دایه دادند، دایه ام مرد


lol!
یه سئوال:دایه کبوتر بچه به کبوتر بچه دونه میده...؟
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس أغسطس 05, 2010 5:53 am

MajidDiab نوشته است:
دلارام نوشته است:
Jany نوشته است:
دلارام نوشته است:
يادش بخير کلي واسه خودمون حيدر خوش مرام و آق يوسف بوديم
اي لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ريختي ...

( lol! )
دلارم يادته چه شعري ميخوندي؟
چي بود... کبوتر بچه بودم...؟
درست يادم نيست



آي خداااااااااااا
Laughing Laughing
کبوتر بچه بودم مادرم مرد
مرا بر دايه دادند، دايه ام مرد


lol!

کبوتره رو شيرووني لوک خوش شانس لونه کرده بوده

Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7074
Age : 651
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس أغسطس 05, 2010 10:25 am

من شیرینی مدام Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الجمعة أغسطس 06, 2010 4:11 am

Jany نوشته است:
دلارام نوشته است:
Jany نوشته است:
دلارام نوشته است:
یادش بخیر کلی واسه خودمون حیدر خوش مرام و آق یوسف بودیم
ای لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ریختی ...

( lol! )
دلارم یادته چه شعری میخوندی؟
چی بود... کبوتر بچه بودم...؟
درست یادم نیست



آی خداااااااااااا
Laughing Laughing
کبوتر بچه بودم مادرم مرد
مرا بر دایه دادند، دایه ام مرد


lol!
یه سئوال:دایه کبوتر بچه به کبوتر بچه دونه میده...؟


دونه، کرم، دست و پای سوسک، ملخ، مگس خلاصه هر چی که به معده بچه کبوتر بسازه
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الجمعة أغسطس 06, 2010 1:34 pm

[quote="دلارام"][quote="Jany"][quote="دلارام"][quote="Jany"]
دلارام نوشته است:
یادش بخیر کلی واسه خودمون حیدر خوش مرام و آق یوسف بودیم
ای لعنت به تو زمونه که کرک و پرمون رو ریختی ...

دونه، کرم، دست و پای سوسک، ملخ، مگس خلاصه هر چی که به معده بچه کبوتر بسازه

lol! lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الجمعة أغسطس 06, 2010 1:41 pm

کاش میشد دوباره اینجا رو راه بندازیم... Neutral Neutral Neutral Neutral Neutral
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7074
Age : 651
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   السبت أغسطس 07, 2010 12:09 pm

Jany نوشته است:
کاش میشد دوباره اینجا رو راه بندازیم... Neutral Neutral Neutral Neutral Neutral


می شه عزیزم
یکی از داستان های قشنگت رو بزار
اونوقت می بینی دوبار اینجا میشه مثل قبل lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   السبت أغسطس 07, 2010 3:11 pm

magnoon diab نوشته است:
Jany نوشته است:
کاش میشد دوباره اینجا رو راه بندازیم... Neutral Neutral Neutral Neutral Neutral


می شه عزیزم
یکی از داستان های قشنگت رو بزار
اونوقت می بینی دوبار اینجا میشه مثل قبل lol!

Shocked Shocked Shocked Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Saghar
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 6513
Location : یه جایی میون مردم خاکی
Registration date : 2008-12-24

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد أغسطس 08, 2010 9:21 am

خوب راست میگه
منتظریممممممممممممم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7074
Age : 651
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد أغسطس 08, 2010 12:39 pm

Jany نوشته است:
magnoon diab نوشته است:
Jany نوشته است:
کاش میشد دوباره اینجا رو راه بندازیم... Neutral Neutral Neutral Neutral Neutral


می شه عزیزم
یکی از داستان های قشنگت رو بزار
اونوقت می بینی دوبار اینجا میشه مثل قبل lol!

Shocked Shocked Shocked Shocked


مرجان چشمات رو اینجوری نکن
تو می تونی tongue
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد أبريل 01, 2012 2:03 pm

آقا ...مرجان دور از جون بقیه بزرگان یه غلطی کرد و یه امتحانی داد و
دانشگاهی هم قبول شد حالا نه حوصله درس خوندن داره...نه حال و پروای
کلاس رفتن همچنان اون موجود شریف هم در گل مونده... alien alien
فقط خدا میدونه ترم قبل رو چجوری گذرونده Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 7074
Age : 651
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 02, 2012 5:34 am

janyMarjan نوشته است:
آقا ...مرجان دور از جون بقیه بزرگان یه غلطی کرد و یه امتحانی داد و
دانشگاهی هم قبول شد حالا نه حوصله درس خوندن داره...نه حال و پروای
کلاس رفتن همچنان اون موجود شریف هم در گل مونده... alien alien
فقط خدا میدونه ترم قبل رو چجوری گذرونده Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes


کلا شما از وقتی دنیا اومدی
حوصله هیچ کاری نداری
نه اینکه من بیش فعالم هر وقت مهمون داریم
تکون خودش نمیده کل کارا به دوش منه
یکوقت خیال نکنید تنبله نه به خدا
از بس مهربونه دلش می خواد انرژی های من از این راه به اتمام برسه
lol! lol! lol! lol! lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 02, 2012 9:34 am

magnoon diab نوشته است:
janyMarjan نوشته است:
آقا ...مرجان دور از جون بقیه بزرگان یه غلطی کرد و یه امتحانی داد و
دانشگاهی هم قبول شد حالا نه حوصله درس خوندن داره...نه حال و پروای
کلاس رفتن همچنان اون موجود شریف هم در گل مونده... alien alien
فقط خدا میدونه ترم قبل رو چجوری گذرونده Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes


کلا شما از وقتی دنیا اومدی
حوصله هیچ کاری نداری
نه اینکه من بیش فعالم هر وقت مهمون داریم
تکون خودش نمیده کل کارا به دوش منه
یکوقت خیال نکنید تنبله نه به خدا
از بس مهربونه دلش می خواد انرژی های من از این راه به اتمام برسه
lol! lol! lol! lol! lol! lol! lol!
پس چی خیال کردی..انرژیت رو هدر ندم که همراه بچه های
مهمونمون داری از در و دیووار بالا میری..حداقل به راه خیر صرفش میکنم
به این میگن مدیریت انرژی lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 02, 2012 11:36 am

واقعا مرجان جون خدا سایه شما رو کم نکنه، نبودی ما چیکار میکردیم با این هدررفت انرژی؟ Laughing
ای مدیـــــــــــــــــــــره، ای خبره ی انرژی، ای این کاره، ای نقطه اتکای هر چی انرژیه، ای آلبالو، ای شفتالو lol!
(اثرات زیاد پخش شدن این سریال پاورچینه که هر کانالی میزنی داره پخش میکنه drunken )
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 02, 2012 12:41 pm

دلارام نوشته است:
واقعا مرجان جون خدا سایه شما رو کم نکنه، نبودی ما چیکار میکردیم با این هدررفت انرژی؟ Laughing
ای مدیـــــــــــــــــــــره، ای خبره ی انرژی، ای این کاره، ای نقطه اتکای هر چی انرژیه، ای آلبالو، ای شفتالو lol!
(اثرات زیاد پخش شدن این سریال پاورچینه که هر کانالی میزنی داره پخش میکنه drunken )
rendeer rendeer rendeer
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
janyMarjan
میزبان
میزبان


تعداد پستها : 203
Location : Votre couer
Registration date : 2012-02-15

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 02, 2012 12:49 pm

میگم دلارام این عکسه ی عموت که آواتارمه خیلی خوشگله!!مگه نه؟ I love you I love you pale pale pale
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين أبريل 02, 2012 5:21 pm

janyMarjan نوشته است:
میگم دلارام این عکسه ی عموت که آواتارمه خیلی خوشگله!!مگه نه؟ I love you I love you pale pale pale

آآآآآره... خیلی ناز و با نمکه I love you
چقدرم توی این عکس شبیه من افتاده، نــــــــــه؟ lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   اليوم في 8:55 am

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
قصه هاي مرجان
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 20 از 21رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 11 ... 19, 20, 21  الصفحة التالية

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: عمومي :: سفره خانه-
پرش به: