الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 قصه هاي مرجان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 5, 6, 7 ... 13 ... 21  الصفحة التالية
نويسندهپيام
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 7074
Age : 652
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   السبت فبراير 02, 2008 3:01 pm

باشه قبول چکار مهریه دارم
اولین حقوقم که گرفتم می دم به آقای داماد
به قول خودت تو این قحطی بازار کو شوهر
اما اگه خیال کردی با رفتن من مرجان نفس راحت می کشه سخت در اشتباهی
چون من یکی می خوام وقتی عروسی کردم خراب شم سر مرجان و وائل
فقط کاشکی زودتر محرو وصفر تموم بشه
من یکی طاقتم طاق شد

amin نوشته است:
magnoon diab نوشته است:
من یکی دارم لحظه شماری می کنم
راستی امین جان بابا کجایی کم پیدا
نیستی سری به ما نمی زنی
اگه فامیلاتون مثل خودت باشن بابا نخواستیم
راستی امین جان فامیلاتون با کار من مخالفت نمی کنن
یعنی زن کارمند می خوان یا نه



amin نوشته است:
به به مبارکه نوید جان Laughing lol!
محبوبه جان می بینم تو هم جا پای خودم گذاشتی
داری جماعت رو از ترشیدگی نجات میدی Laughing Wink
اما خودت خیالت راحت بعد محرم سر سفره عقد می نشونمت Laughing bounce
تا منو داری غم نداری تو نوید رو سفید بخت کن من هوای تو رو دارم Laughing cheers
lol! lol! lol! lol! lol! lol!
تو نگران این چیزا نباش خودم راضیشون میکنم که سر کار هم بریLaughing Laughing Laughing
ایشالا به زودی میری خونه بخت و مرجان یه نفس راحت ... lol!
راستی مهریه که نمی خوای دیگه؟ Question
من می گم یه پولی هم باید بدی داماد پیدا نمیشه تو این دوره زمونه Wink
lol! lol! lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين فبراير 04, 2008 9:08 am

من یه دقیقه سرم رو میکشم اونور محبوبه
می افته رو دو
بابا خجالت داره به خدا.یه ذره حیا هم بد نیست دختر
قدیما به دخترا میگفتن یه چیز(ببخشید اسمش زشته میگم شکلات)
ببند به گوشه چارقدت هروقت حرف زد تو حرف بزن.
امین قربونت برم یه کاری بکن داداش.من و خلاص کن Embarassed Embarassed Embarassed
اراک کجاست ازش خبری نیست.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين فبراير 04, 2008 10:19 am

اجي مجي لا ترجي ...

آراك باشي ظاهر ميشه Laughing Laughing Laughing

در خدمتيم ...

امري باشه

Laughing Laughing Laughing

چاقو كشي ، الواتي ، عربده كشي ، ايجاد نا امني ... حمل و نقل (انواع مواد ... انواع اجساد (سالم ، قيمه قيمه ، بوگرفته ، كوچيك ، بزرگ ...) )

Twisted Evil
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين فبراير 04, 2008 1:42 pm

سلام سلام........

من سرگرد رادان رییس پلیس شهر تهران هستم.......... affraid

گزارش دادن اینجا کارای خلاف انجام میشه اومدم بررسی کنم......... Suspect

لطفا آقای آراک شما اولین قانون شکن هستین بفرمایید بالا (تو ماشین)

بعدی خودشو معرفی کنه تا نیومدیم دستبند زده ببریم............ lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
h@sti
میزبان
میزبان
avatar

تعداد پستها : 426
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين فبراير 04, 2008 5:33 pm

آقای رادان من اومدم(فرزاد حسنی) Laughing

اومدم دوباره حالتو بگیرم....... Shocked


حالا ببینم چند مرده حلاجی..... Twisted Evil

می خوای ممنوع التصویر کنی؟

بچرخ تا بچرخیم .......

بچه ها یه خبر هولناک (این واقیعت داره) affraid

فرزاد حسنی واقعا دوباره داره به تلویزیون برمی گرده.... Crying or Very sad
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء فبراير 05, 2008 12:55 am

چه جالب ... شما خوبين قربون ؟

عارضم به ختمتتون ، بنده تا حالا توفيق سفره كردن شيگم سرگرد جماعت رو نداشتيم Shocked

دورت بگردم بيزحمت او پيرهن پلنگي نازت رو بكش بالا بيبينم اين چاقو من چجورياس !! Shocked

Twisted Evil Twisted Evil
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 7074
Age : 652
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء فبراير 05, 2008 6:56 am

وای بابا چقدر تو باحالی
راستی آراک جان نوچه نمی خوای
اگه خواستی ما هستیم عین خودتم اهل چاقو چاقو کشی مواد همه فن در حریفیم
راستی یه دو سه کیلو کراک داری به ما بدی
قربونت

مجنون گنجیشکه (برداشتی از جک گنجیشکه)
Arakadrish نوشته است:
اجي مجي لا ترجي ...

آراك باشي ظاهر ميشه Laughing Laughing Laughing

در خدمتيم ...

امري باشه

Laughing Laughing Laughing

چاقو كشي ، الواتي ، عربده كشي ، ايجاد نا امني ... حمل و نقل (انواع مواد ... انواع اجساد (سالم ، قيمه قيمه ، بوگرفته ، كوچيك ، بزرگ ...) )

Twisted Evil
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء فبراير 05, 2008 7:46 am

Arakadrish نوشته است:
چه جالب ... شما خوبين قربون ؟

عارضم به ختمتتون ، بنده تا حالا توفيق سفره كردن شيگم سرگرد جماعت رو نداشتيم Shocked

دورت بگردم بيزحمت او پيرهن پلنگي نازت رو بكش بالا بيبينم اين چاقو من چجورياس !! Shocked

Twisted Evil Twisted Evil



بابا این آقا چقدر خلفه !!!!!!

توی زندون هم چاقو داری؟ affraid

آقا مرادی! این آقا رو ببرین سلول انفرادی.......
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الثلاثاء فبراير 05, 2008 9:24 pm

بزن قدش محبوب قرقي ...

امشب دخل اين يارو مراديه اومده ... رخصت ميديم امشب مرشد و مرادش رو بيبينه Laughing Laughing Laughing

كاردت رو تيار كن ... امشب ، نيم سات كه از دووازده گذش ... خون و خونريزيه Shocked

خخخخ ...

حلقش رو بيخ تا بيخ ميبري Shocked اينجا دست و بالم خاليه ... بريم بيرون ميسازمت ... Laughing

...

آهاااااي ... سرپاسبان مردادي ... بيا اين در بي صاحاب شده رو وا كن بينيم ...

باس بريم مستراح ... فوريتيه Shocked

(در گوشي به محبوب ميگم) : قرقي ... حواست رو جم كن Twisted Evil
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 7074
Age : 652
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء فبراير 06, 2008 6:58 am

بابا تو دیگه کی هستی دست شیطونو بستی
ایول ایول
خیلی خوشم اومد مخصوصا از اسمم که محبوب قرقیه
راستی نفر بعدی که اشهدش رو بخونیم کیه
داداش نترس وکیل خوب که خواستم بیا پهلوی خودم همه کارات ردیفه
زت زیاد

قربونت محبوب قرقی

Arakadrish نوشته است:
بزن قدش محبوب قرقي ...

امشب دخل اين يارو مراديه اومده ... رخصت ميديم امشب مرشد و مرادش رو بيبينه Laughing Laughing Laughing

كاردت رو تيار كن ... امشب ، نيم سات كه از دووازده گذش ... خون و خونريزيه Shocked

خخخخ ...

حلقش رو بيخ تا بيخ ميبري Shocked اينجا دست و بالم خاليه ... بريم بيرون ميسازمت ... Laughing

...

آهاااااي ... سرپاسبان مردادي ... بيا اين در بي صاحاب شده رو وا كن بينيم ...

باس بريم مستراح ... فوريتيه Shocked

(در گوشي به محبوب ميگم) : قرقي ... حواست رو جم كن Twisted Evil
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء فبراير 06, 2008 2:21 pm

داش سلمان ای رادان که میگن کیه؟ Question
بدخواه مدخواته؟ Shocked
امین با دسته زنجونی اومد تو فقط عکسشو بده Suspect
محبوبه جان می بینم که تو هم دست به چاقو شدی Laughing
بزار اول سر و سامونت بدیم بعد
اینجوری رو دستمون می مونی کسی جرات نمی کنه باهات مزدوج شه Laughing lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء فبراير 06, 2008 2:30 pm

بابا این قصه های مرجان چه کار کرد
محبوبه که قرقی شده
پروفسور قداره کش
امین دلسوز دخترای بی شوهر هم چاقوو به دست؟
این سرکار صبا حریف هیچکس نیست به جز من بدبخت که الان تو انفرادی
دارم متن میفرستم زورش به من بیچاره رسیده انداخته انفرادی
میگه من تاپیکهای خلاف میزنم.
آهای یکی به دادم برسه
کمــــــــــــــــــــــــــــــک
این فریاد کمک خواهی منه
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء فبراير 06, 2008 2:46 pm

Jany نوشته است:
بابا این قصه های مرجان چه کار کرد
محبوبه که قرقی شده
پروفسور قداره کش
امین دلسوز دخترای بی شوهر هم چاقوو به دست؟
این سرکار صبا حریف هیچکس نیست به جز من بدبخت که الان تو انفرادی
دارم متن میفرستم زورش به من بیچاره رسیده انداخته انفرادی
میگه من تاپیکهای خلاف میزنم.
آهای یکی به دادم برسه
کمــــــــــــــــــــــــــــــک
این فریاد کمک خواهی منه
کی مرجان خانوم ما رو انداخته زندان Suspect
این صبا که می گی حسابش با دسته زنجونیه
سلمان داداش بیا که باید یه چند نفر رو راهی خونه آخرت بکنیم Suspect bounce
راستی از وائل خان چه خبر
بلاخره سر و سامون میگیری مرجان جان scratch
یا خودم یه فکری برات بکنم؟ Question Wink
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء فبراير 06, 2008 6:56 pm

آقای محترم چند بار میرید دستشویی .......... Evil or Very Mad


نمی خواد بفرمایید بشینید .................
pirat
بهونه مهونه هم نداریم وگرنه می رم دنبال سرگرد(صبا)........... affraid .

سرگرد بیاد دیگه فقط باید خدا بهتون رحم کنه........
Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Yasaman
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2411
Location : بندر بوشهر
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأربعاء فبراير 06, 2008 6:58 pm

مرجان منو آزادش كنين
يالا
bounce bounce bounce
مرجان
مــــــــــــــــــــــــــــــــــرجان
...چيزه ببخشيد
سلمان
ســــــــــــــــــــــــــــــلمان
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلمان كجايي كه مرجانت رو كشتن Shocked Shocked Shocked
Wink Wink Wink
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.yassesefid.blogfa.com
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 7074
Age : 652
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس فبراير 07, 2008 7:01 am

آخیش صبا جون قربون دستت این مرجان رو انداختی انفرادی من یکی دعات می کنم cheers cheers cheers
راستی امین دیدم فامیلاتون نیومدن خوب منم شدم چاقو کش Evil or Very Mad Evil or Very Mad Evil or Very Mad Evil or Very Mad
حسابی دارم کیف می کنم lol: Laughing
خوب دیگه داش امین اگه تا فردا پس فردا این قوم و خویشات نیان دیگه عروسی بی عروسی
آخه قربونت ما که اینجا الاف نیستیم
فعلا زت زیاد تا بعد
چاکر شما محبوب قرقی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس فبراير 07, 2008 8:16 am

سرگرد صبا رادان:

به نام امپراتور بزرگ آقا امین شما هم دستگیر می شوید! Laughing

ای وای این که تیکه کلام برنامه کودک میتیکومون بود..... Rolling Eyes

نمی دونم در هر صورت شما هم به علت چاقوکشی دستگیریت...... Surprised

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خواهش می کنم مرجان قرقی کاری نداشت......

شما سفارش بده من بعدیا رو می گیرم........ lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس فبراير 07, 2008 12:09 pm

هي تو ... راداري ... ماداري ... راداني ... اصلا هركي كه هستي باش !! Shocked

خوش نريم پا بذاري تو بند ما ...

پاشو قربونت ، پاشو بذار به عشق و حالمون برسيم ... يهو ديدي امين فرفره يه چرخ دورت زد و همچي بفهمي نفهمي ، كله هه رو گذاش كف دستت

برو به پر و پاي ما نپيچ ...

محبوب قرقي ... اون سل آشغال رو وردا بيا كه رفتيم Laughing

آآآآه ... آآآه ...

دس بزنين و با صداي بلن جواب بدين ... روشنه ؟ Shocked


سوي مرام و رفاقت ، رفتيم و رفتيم ____ رفتيم و رفتيم و رفتييم ...

آآآآ ... صدا رو بده بياد بالا ... اووووه

از كوچه پس كوچه ، رفتيم و رفتيم ____ رفتيم و رفتيم و رفتييم ...

كاواره ... ميخونه ، رفتيم و رفتيم ____ رفتيم و رفتيم و رفتييم ... Shocked

سوي نامردي ... نرفتيم نرفتيم ____ آي نرفتيم نرفتيم ...

دنيا آي دنيا ، دنيا دنيا

آي دنيا دنيا ...

ببين با ما تو چه كردي ، چه كردي ____ چه كردي ، چه كردي

قفس و زنجيرو خونه مون كردي ____ بد كردي ، بد كردي ...


خندون بوديم لونگي ها به كمر بود ____ تو جيبامون همه تير و تبر بود

آي تبربود ... تبر بود ...

(( محبوب گازش رو بگير ... ريتمه رو ببر بالا ... فرفره بپر وسط ...))


سيبيلامون كموني و بلن بود ... آي ، خيلي بلن بود Laughing

كلامون رو سرمون چه قشنگ بود ____ (به سلامتي ياســـــي) آي خيلي قشنگ بود

آي روزگار شاخمون رو شكستي ____ كمپلت قلبمون رو بشكستي

بشكستي ، بشكستي Laughing

هر شب و روز خواب چاقو ميبينيم ____ آي چاقو ميبينيم ...

رنگ آزادي چرا نميبينيم ____ آآآآ ... آآآآ

مرجان بيا چايي هامون رو جم كن ____ فانوس رو وردار و جلدي روشن كن

بريز چايي رو پر مايه كه مستيم _____ آي مستيم و مستيم و مستيم Laughing

رادان ببين خنده رو رو لبامون ____ شادي و دلخوشي رو تو چشامون tongue

حالا همه با هم ...

لاي لاي لاي لاي ... لاي لاي لاي ... لاي لاي لاي لاي

لاي لاي لاي لاي ... لاي لاي لاي ... لاي لاي لاي لاي

اووووف ...

بزنين اون دست محكمه رو به افتخار لوطياي بند ...

خيلي حال دادين ... قربون اون دستاي قشنگتون ... اون سيبيل بلندتون ...

و اون خنده هاي مثل نعره ي پلنگتون Shocked

Laughing

راداااان ... برو اون برق رو بكش (چراغ رو خاموش كن) ... حال كرديم بخوابيم

tongue

Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الخميس فبراير 07, 2008 12:17 pm

Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
سلمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان
مردم از خنده
Laughing Laughing Laughing
از دست تو
این سردار رادان یه نفره کل تهران رو روی انگشت کوچیکش می گردونه
اگه بفهمه واسش شعر گفتی Laughing Laughing Laughing Laughing
lol! lol!
ماهنامه گل آقا این عکس رو روی این جلدش چاپ کرده، ایشون سردار رادان هستن، لطفا همه برن جلو بوق بزنن به افتخارشون:

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد فبراير 10, 2008 7:35 am

اینجورههههههههههههههههههه...........

باشه الان که رفتی انفرادی این آهنگا از سرت می پره........ Evil or Very Mad Evil or Very Mad
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد فبراير 10, 2008 7:37 am

آقا امین رادان یه آدم......... لااله الله بذار هیچی نگم........

پلیس شهر تهرانه.......

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آره دلارام جون فردا دیگه واقعا آقا سلمان با همکارای محترمشون(محبوب قرقی،آقا امین........)

توی انفرادی می بینمشون.....

با هر کی شوخی با این رادان هم شوخی.....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 7074
Age : 652
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد فبراير 10, 2008 9:25 am

سا ملیک داش سلمان
این سرگرد رادان بدجوری موی دماغمون شده چی امر می فرمائید Razz Razz Razz
یه نیم نگاه کافیه تا بچه ها بگم سه سوته دخلشو بیارم affraid affraid affraid

فعلا زت زیاد
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد فبراير 10, 2008 12:01 pm

محبوبه قرقی برو کنار که امین فرفره اومد
الان دسته زنجونی رو می رم تو کارش
اسمش چی بود scratch
سرپاسبان رادار Laughing Laughing Laughing
سلمان جان سرپاسبان رادار رفت جز شهدا lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
s@ba
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 700
Location : تهران
Registration date : 2008-01-09

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الأحد فبراير 10, 2008 7:32 pm

amin نوشته است:
محبوبه قرقی برو کنار که امین فرفره اومد
الان دسته زنجونی رو می رم تو کارش
اسمش چی بود scratch
سرپاسبان رادار Laughing Laughing Laughing
سلمان جان سرپاسبان رادار رفت جز شهدا lol! lol!



آقا امین شما خاموش ........ pale


مگه شما الان تو انفرادی نیستید......... scratch

اونوقت چه جور من که تو دفترم هستم رو می کشید......... Suspect

لا اله الله................. Evil or Very Mad
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
magnoon diab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 7074
Age : 652
Location : چون ایران نباشد، تن من مباد...!
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: قصه هاي مرجان   الإثنين فبراير 11, 2008 2:17 am

به اس کریم شکرت cheers cheers cheers
بلاخره چشممون به جمال امین فرفره افتاد
خوبی لوتی کم پیدایی نیستی
داش امین چی امر می فرمائید به بچه ها بگم دخلشو بیارن Twisted Evil Twisted Evil Twisted Evil
بعدشم می گیم بی احتیاطی کرده و تصادف کرده اونوقت هم میشه بازم شهید می ره جز شهدا affraid affraid affraid
داش تو چرا دستت به خون آلوده بشه
راستی داش امین چرا این فامیلاتون نیومدن این برام سوال شده confused confused confused confused

فعلا زت زیاد


amin نوشته است:
محبوبه قرقی برو کنار که امین فرفره اومد
الان دسته زنجونی رو می رم تو کارش
اسمش چی بود scratch
سرپاسبان رادار Laughing Laughing Laughing
سلمان جان سرپاسبان رادار رفت جز شهدا lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
قصه هاي مرجان
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 6 از 21رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 5, 6, 7 ... 13 ... 21  الصفحة التالية

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: عمومي :: سفره خانه-
پرش به: