الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 آشپزخونه فروم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5 ... 19 ... 35  الصفحة التالية
نويسندهپيام
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 9:27 am

ای کاش پاکش نمی کردی
خیلی هم جالب و تامل برانگیز بود
من که خوشم اومد از استعدادت توی رسوندن یه مفوم
واقعا آفرین
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 10:03 am

الهام جان اینا معتادن نمی دونن چی میگن شما ناراحت نشو Wink
من خودم ترکشون می دم Laughing
اول از همه هم دلارامو
نوید این طناب چی شد پس؟ Laughing Laughing
lol! lol!


اين مطلب آخرين بار توسط در الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 10:37 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 10:13 am

amin نوشته است:
دلارام جان اینا معتادن نمی دونن چی میگن شما ناراحت نشو Wink
من خودم ترکشون می دم Laughing
اول از همه هم دلارامو
نوید این طناب چی شد پس؟ Laughing Laughing
lol! lol!

بالاخره دلارام معتاده یا دلارام ناراحت نشه؟ Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 10:46 am

دلارام نوشته است:
amin نوشته است:
دلارام جان اینا معتادن نمی دونن چی میگن شما ناراحت نشو Wink
من خودم ترکشون می دم Laughing
اول از همه هم دلارامو
نوید این طناب چی شد پس؟ Laughing Laughing
lol! lol!

بالاخره دلارام معتاده یا دلارام ناراحت نشه؟ Laughing Laughing
الهامو گفتم
قبل از ادیت دیدیش Laughing Laughing
تو رو که باید ترک بدم lol!
فقط نوید هنوز طناب نیاورده ببندمت به تخت Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
الهام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2828
Age : 29
Location : ایـــــران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 10:51 am

amin نوشته است:
الهام جان اینا معتادن نمی دونن چی میگن شما ناراحت نشو Wink
من خودم ترکشون می دم Laughing
اول از همه هم دلارامو
نوید این طناب چی شد پس؟ Laughing Laughing
lol! lol!

تو همونی نیستی که منو به کمیته ی انضباطی حزب کشوندی؟

خیلی قیافه ت آشناست....



lol! lol! afro
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://toradoostdaram.blogfa.com
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 11:01 am

الهام نوشته است:
amin نوشته است:
الهام جان اینا معتادن نمی دونن چی میگن شما ناراحت نشو Wink
من خودم ترکشون می دم Laughing
اول از همه هم دلارامو
نوید این طناب چی شد پس؟ Laughing Laughing
lol! lol!

تو همونی نیستی که منو به کمیته ی انضباطی حزب کشوندی؟

خیلی قیافه ت آشناست....



lol! lol! afro
شانس آوردی دلارام گفت نقشه بوده
وگرنه تو حزب درجه معاونیتو تنزل میدادم lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
ليلا
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 1095
Registration date : 2007-12-21

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 12:23 pm

Shocked

چه با تربیتن همه .. عذر خواهی و مسالمت و دوستی bounce


منم اغفال کردن خو Embarassed


همش تقصیر آراکه (( بخشین لوت دادم lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 5:59 pm

آبجي جونم ... چرا ارسالت رو پاك كردي ؟؟؟ Evil or Very Mad اگه هنوز داريش ، بذارش ... ميخوام ببينم چي گفتي !!

اونوقت كسي چپ چپ نيگات كرد ، اون جفت چشاش رو در ميارم !!

اما اينكه همه از ته دل دوستت دارن ... رو مطمئن Very Happy

خالي بستم !! رفيق ناباب كيه ؟؟ من خودم ختم هر چي هفت خط و خط و نشون كشه ... ام Twisted Evil همشون رو من معتاد كردم

هر وقت هم حال كنم ، جنس بهشون نميرسونم ... گازشون تخته شه Laughing Laughing

مگه الكيه ؟؟ Laughing ميخواي تو رو بذارم ساقي ؟؟ Shocked

------------------------------------------------------------

دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 6:13 pm

Arakadrish نوشته است:
آبجي جونم ... چرا ارسالت رو پاك كردي ؟؟؟ Evil or Very Mad اگه هنوز داريش ، بذارش ... ميخوام ببينم چي گفتي !!

اونوقت كسي چپ چپ نيگات كرد ، اون جفت چشاش رو در ميارم !!

اما اينكه همه از ته دل دوستت دارن ... رو مطمئن Very Happy

خالي بستم !! رفيق ناباب كيه ؟؟ من خودم ختم هر چي هفت خط و خط و نشون كشه ... ام Twisted Evil همشون رو من معتاد كردم

هر وقت هم حال كنم ، جنس بهشون نميرسونم ... گازشون تخته شه Laughing Laughing

مگه الكيه ؟؟ Laughing ميخواي تو رو بذارم ساقي ؟؟ Shocked

------------------------------------------------------------

دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

Shocked Laughing داداش اگه بگیری بشینی کمک بزرگی به جابجایی هوا کردی
در ضمن قرار مارادونا بیاد ایران
خودتو حاضر کن بفرستیم جفتتون رو تو ترک
قلیون هم ممنوع کردن الان وزارت بهداشت ایراد می گیره
Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
ليلا
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 1095
Registration date : 2007-12-21

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 7:48 pm

Arakadrish نوشته است:


دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

affraid
کجا من چوب زدم ..من فقط لو دادمت

میان ببرنت اعدامت کنن cheers Very Happy
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
الهام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2828
Age : 29
Location : ایـــــران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 7:53 pm

Arakadrish نوشته است:
آبجي جونم ... چرا ارسالت رو پاك كردي ؟؟؟ Evil or Very Mad اگه هنوز داريش ، بذارش ... ميخوام ببينم چي گفتي !!

اونوقت كسي چپ چپ نيگات كرد ، اون جفت چشاش رو در ميارم !!

اما اينكه همه از ته دل دوستت دارن ... رو مطمئن Very Happy

خالي بستم !! رفيق ناباب كيه ؟؟ من خودم ختم هر چي هفت خط و خط و نشون كشه ... ام Twisted Evil همشون رو من معتاد كردم

هر وقت هم حال كنم ، جنس بهشون نميرسونم ... گازشون تخته شه Laughing Laughing

مگه الكيه ؟؟ Laughing ميخواي تو رو بذارم ساقي ؟؟ Shocked

------------------------------------------------------------

دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

باشه داداش چون تو گفتی دوباره میذارمش....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://toradoostdaram.blogfa.com
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 7:54 pm

لیلا نوشته است:
Arakadrish نوشته است:


دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

affraid
کجا من چوب زدم ..من فقط لو دادمت

میان ببرنت اعدامت کنن cheers Very Happy
کی جرات داره به داش سلمان ما چپ نگاه کنه
تا چشاشو در بیارم lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 8:11 pm

داش امين و آبجي الهام بيان اين ور ، پشت سرم واستين ... شما دو تا نامرد (مجيد و ليلا )هم اون ور ... Shocked

هاااااا (نفس عميق Shocked )

پوووووف (يه فوت در حد توفان ) ... حالا يه كم توي گردباد ملق بزنيد . تا دستتون بياد گردش هوا چطوريه Shocked Laughing Laughing Laughing

داش امين ... چايي پر مايه بيريزم ؟؟ (خيلي چاكريم Very Happy )

آبجي الهام ... بيا جولو يه مشت كيشميش بيريزم كف دستت . به داش امين هم بدي ها Laughing


شما دو تا نامرد هم اون بالا بچرخين ... تا اذن ندادم ، نفس نميكشين Laughing tongue

شوخي شوخي ... با قليون آراك جيگر خوار هم شوخي Evil or Very Mad Evil or Very Mad
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
ليلا
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 1095
Registration date : 2007-12-21

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 8:11 pm

amin نوشته است:
لیلا نوشته است:
Arakadrish نوشته است:


دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

affraid
کجا من چوب زدم ..من فقط لو دادمت

میان ببرنت اعدامت کنن cheers Very Happy
کی جرات داره به داش سلمان ما چپ نگاه کنه
تا چشاشو در بیارم lol!



من چشامو دوس دارم Sad


منتاهاش من خواهان اجرای عدالت و ایجاد امنیت در این باشگاهم lol!
لذا شرمنده ی حضور همتونم Very Happy
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
الهام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2828
Age : 29
Location : ایـــــران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 8:15 pm

چقدر دلم میخواد سیگار بکشم....حتما خوبه که همه باهاش صفا میکنن
مگه داداش خودم نیست.....تا سیگار دستش میگیره میره تو حال وهوای خودش........
اما نمیدونم چرا بوی دودسیگارش با بقیه ی سیگارا فرق میکنه.....ازش تا حالا نپرسیدم...
اگه بپرسم عصبانی میشه با کمربند می افته دنبالم ....
affraid میگه این فضولیا به تو نیومده.....اما به آبجی دلارام یواشکی من_به خیال خودش_مواد میرسونه...
منم دلم میخواد چشمام خمار بشه .....مثل آبجی ...اینجوری خوشگلتره........

داداش به همه میگه بیان دور هم صفا کنیم....براتون خالص جور کردم.....من نمیدونم خالص چیه؟
از کی میخرن؟....تا حالا مغازه ی خالص فروشی ندیدم... Shocked

شب یلدا با دوستاش دورهم جمع شدند از اون آهنگ قدیمیا که من بدم میاد گذاشتن و به قول خودش کلی عشق وحال کردن....من گاهی یواشکی نگاشون میکردم...این دوستش آقا مجید چه خوش تیپه شبیه اون خواننده ست که عربی میخونه..... اما حواسم بود که داداش منو نبینه اگه میدید غیرتی میشد و با اون چاقو زنجانیه می افتاد دنبالم .....
Very Happy Very Happy Very Happy آره چاقو مال وقتیه که غیرتی میشه .....کمربند مال وقتاییه که کفرش درمیاد.... affraid Very Happy
براشون چایی پررنگ ریختم وبردم دم در...داداش میگه چای کمرنگ مال سوسولاست
هر وقت یه خورده از غلظت چایش کم میشه داد میزنه من چای خواستم نه آبجوش پررنگ.....
اتاق پر از دود شده بود....منقل اون وسط بود همه دورش جمع شده بودن....
رفتم تو اتاق کناری یه خورده انار خوردم اما نچسبید ....نمیدونم این آبجی دلارام کجا بود ؟
آها یادم اومد رفته گوشه ی آشپزخونه ...اما انار نمیخوره....

دیگه خوابم گرفته باید برم...بقیه ش برای بعد

از دفتر خاطرات یک دختر معصوم Embarassed
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://toradoostdaram.blogfa.com
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 8:15 pm

لیلا نوشته است:
amin نوشته است:
لیلا نوشته است:
Arakadrish نوشته است:


دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

affraid
کجا من چوب زدم ..من فقط لو دادمت

میان ببرنت اعدامت کنن cheers Very Happy
کی جرات داره به داش سلمان ما چپ نگاه کنه
تا چشاشو در بیارم lol!



من چشامو دوس دارم Sad


منتاهاش من خواهان اجرای عدالت و ایجاد امنیت در این باشگاهم lol!
لذا شرمنده ی حضور همتونم Very Happy

د... بيا ... عدالت و امنيت مگه بي تيغ لوطي ، معني پيدا ميكنه ؟؟

خب اين هم كه هست ديگه !! Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 8:22 pm

Arakadrish نوشته است:
لیلا نوشته است:
amin نوشته است:
لیلا نوشته است:
Arakadrish نوشته است:


دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

affraid
کجا من چوب زدم ..من فقط لو دادمت

میان ببرنت اعدامت کنن cheers Very Happy
کی جرات داره به داش سلمان ما چپ نگاه کنه
تا چشاشو در بیارم lol!




من چشامو دوس دارم Sad


منتاهاش من خواهان اجرای عدالت و ایجاد امنیت در این باشگاهم lol!
لذا شرمنده ی حضور همتونم Very Happy

د... بيا ... عدالت و امنيت مگه بي تيغ لوطي ، معني پيدا ميكنه ؟؟

خب اين هم كه هست ديگه !! Laughing
قربون تیغت لوطی
آخر عدالتی lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 8:56 pm

داش امين ، بيا ببين آبجي الهام عجب دس به قلمي داره ... خيلي قشنگه

حال كردم ...

خواهر گلم ... توي همه ي زندگيم ، چشمم به قد و بالاي تو بود كه مثل ياس قد ميكشدي و بزرگ ميشدي . دوس داشتم حداقل مث خاكي ميبودم ، كه

ميتونست توي باد و طوفان ريشه هات رو با پنجه هاش محكم بيگيره ... پشت و پناهت باشه ... اما .... (صدام يه كم ميلرزه !!)

لبخندت منو ياد اون ننه ي خدا بيامرز مينداخت كه تا زنده بود يه روز خوش براش نذاشتم

از تو چه پنهون ، اي يادگار مادر ... !! خواهر خوبم ... چه شبهايي بوده ، بعد از اينكه منگي و خماري از سرم ميپريد ميرفتم سراغ عكس قديمي ننه . همون كه

تو هر روز با گوشه ي اون روسري آبي رنگت ، كه مرحوم آقاجون از بازارچه ي كنار حرم امام رضا واست خريده بوتش ، زير بارون اشكات ، غبار از روش ميگرفتي.

ميگرفتمش توي بغلم... درست مث روزاي بچگي كه ننه بغلم ميكرد ... ميزدم زير گريه ... صدامو ميخوردم تا خواب نازت رو به هم نزنم ...

تو فرداش بايد ميرفتي كلاس و مررسه ... تا مث من تن لش ... بي عار و بي خاصيت نباشي ... !!

گريه ميكردم و اشك ميريختم و به نامردي روزگار و نفهمي خودم لعنت ميفرستادم .

هر چي من توي كثافت و لجن قوطه ميخوردم ، تو با كمالات و نجيب بودي ... آرزوم بود يه روز تو لباس سفيد دكتري بيبينمت كه مياي و اين لات لندهور ...

(اشاره به خودم) رو از چنگ اين زهر و ماري نجات بدي ... (با گوشه ي دسمال يزديم ، چشمام رو پاك ميكنم)

نخواستم همرنگ من باشي ... ازت حذر كردم تا گمراه نشي ... نوازشت نكردم تا بهم دل نبندي و پا جاي پام نذاري ... بوي ننه رو ميدادي ... اما ...

هيچ وقت مث يه داداش بزرگ بغلت نكردم ... نخواستم اشكم رو بيبيني و سعي كني بهم نزديك بشي ...

(يه قلوپ از چايي پر رنگي كه واسم آوردي رو ميدم بالا تا بلكم بغضم نتركه ...! )

به داداشيت خورده نگير ... در حق هيچ كس مردونگي نكردم ... اما زندگي تو رو بيشتر از مال خودم خواستم ... نخواستم تباهت كنم

نخواستم ...

نخواستم ...

(پا ميشم و ميرم توي اتاق بغلي ... صداي هق هق م توي فضاي سرد خونه پيچيده ...)
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
الهام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2828
Age : 29
Location : ایـــــران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 9:09 pm

Arakadrish نوشته است:
داش امين ، بيا ببين آبجي الهام عجب دس به قلمي داره ... خيلي قشنگه

حال كردم ...

خواهر گلم ... توي همه ي زندگيم ، چشمم به قد و بالاي تو بود كه مثل ياس قد ميكشدي و بزرگ ميشدي . دوس داشتم حداقل مث خاكي ميبودم ، كه

ميتونست توي باد و طوفان ريشه هات رو با پنجه هاش محكم بيگيره ... پشت و پناهت باشه ... اما .... (صدام يه كم ميلرزه !!)

لبخندت منو ياد اون ننه ي خدا بيامرز مينداخت كه تا زنده بود يه روز خوش براش نذاشتم

از تو چه پنهون ، اي يادگار مادر ... !! خواهر خوبم ... چه شبهايي بوده ، بعد از اينكه منگي و خماري از سرم ميپريد ميرفتم سراغ عكس قديمي ننه . همون كه

تو هر روز با گوشه ي اون روسري آبي رنگت ، كه مرحوم آقاجون از بازارچه ي كنار حرم امام رضا واست خريده بوتش ، زير بارون اشكات ، غبار از روش ميگرفتي.

ميگرفتمش توي بغلم... درست مث روزاي بچگي كه ننه بغلم ميكرد ... ميزدم زير گريه ... صدامو ميخوردم تا خواب نازت رو به هم نزنم ...

تو فرداش بايد ميرفتي كلاس و مررسه ... تا مث من تن لش ... بي عار و بي خاصيت نباشي ... !!

گريه ميكردم و اشك ميريختم و به نامردي روزگار و نفهمي خودم لعنت ميفرستادم .

هر چي من توي كثافت و لجن قوطه ميخوردم ، تو با كمالات و نجيب بودي ... آرزوم بود يه روز تو لباس سفيد دكتري بيبينمت كه مياي و اين لات لندهور ...

(اشاره به خودم) رو از چنگ اين زهر و ماري نجات بدي ... (با گوشه ي دسمال يزديم ، چشمام رو پاك ميكنم)

نخواستم همرنگ من باشي ... ازت حذر كردم تا گمراه نشي ... نوازشت نكردم تا بهم دل نبندي و پا جاي پام نذاري ... بوي ننه رو ميدادي ... اما ...

هيچ وقت مث يه داداش بزرگ بغلت نكردم ... نخواستم اشكم رو بيبيني و سعي كني بهم نزديك بشي ...

(يه قلوپ از چايي پر رنگي كه واسم آوردي رو ميدم بالا تا بلكم بغضم نتركه ...! )

به داداشيت خورده نگير ... در حق هيچ كس مردونگي نكردم ... اما زندگي تو رو بيشتر از مال خودم خواستم ... نخواستم تباهت كنم

نخواستم ...

نخواستم ...

(پا ميشم و ميرم توي اتاق بغلي ... صداي هق هق م توي فضاي سرد خونه پيچيده ...)

داداش سلمان شما هم که دست به قلم خیلی خوبی داری خیلی قشنگه ............. حرف نداره flower flower
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://toradoostdaram.blogfa.com
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 25, 2007 9:13 pm

Arakadrish نوشته است:
داش امين ، بيا ببين آبجي الهام عجب دس به قلمي داره ... خيلي قشنگه

حال كردم ...

خواهر گلم ... توي همه ي زندگيم ، چشمم به قد و بالاي تو بود كه مثل ياس قد ميكشدي و بزرگ ميشدي . دوس داشتم حداقل مث خاكي ميبودم ، كه

ميتونست توي باد و طوفان ريشه هات رو با پنجه هاش محكم بيگيره ... پشت و پناهت باشه ... اما .... (صدام يه كم ميلرزه !!)

لبخندت منو ياد اون ننه ي خدا بيامرز مينداخت كه تا زنده بود يه روز خوش براش نذاشتم

از تو چه پنهون ، اي يادگار مادر ... !! خواهر خوبم ... چه شبهايي بوده ، بعد از اينكه منگي و خماري از سرم ميپريد ميرفتم سراغ عكس قديمي ننه . همون كه

تو هر روز با گوشه ي اون روسري آبي رنگت ، كه مرحوم آقاجون از بازارچه ي كنار حرم امام رضا واست خريده بوتش ، زير بارون اشكات ، غبار از روش ميگرفتي.

ميگرفتمش توي بغلم... درست مث روزاي بچگي كه ننه بغلم ميكرد ... ميزدم زير گريه ... صدامو ميخوردم تا خواب نازت رو به هم نزنم ...

تو فرداش بايد ميرفتي كلاس و مررسه ... تا مث من تن لش ... بي عار و بي خاصيت نباشي ... !!

گريه ميكردم و اشك ميريختم و به نامردي روزگار و نفهمي خودم لعنت ميفرستادم .

هر چي من توي كثافت و لجن قوطه ميخوردم ، تو با كمالات و نجيب بودي ... آرزوم بود يه روز تو لباس سفيد دكتري بيبينمت كه مياي و اين لات لندهور ...

(اشاره به خودم) رو از چنگ اين زهر و ماري نجات بدي ... (با گوشه ي دسمال يزديم ، چشمام رو پاك ميكنم)

نخواستم همرنگ من باشي ... ازت حذر كردم تا گمراه نشي ... نوازشت نكردم تا بهم دل نبندي و پا جاي پام نذاري ... بوي ننه رو ميدادي ... اما ...

هيچ وقت مث يه داداش بزرگ بغلت نكردم ... نخواستم اشكم رو بيبيني و سعي كني بهم نزديك بشي ...

(يه قلوپ از چايي پر رنگي كه واسم آوردي رو ميدم بالا تا بلكم بغضم نتركه ...! )

به داداشيت خورده نگير ... در حق هيچ كس مردونگي نكردم ... اما زندگي تو رو بيشتر از مال خودم خواستم ... نخواستم تباهت كنم

نخواستم ...

نخواستم ...

(پا ميشم و ميرم توي اتاق بغلي ... صداي هق هق م توي فضاي سرد خونه پيچيده ...)
قربون اون مرامت لوطی
من خودم نجاتت میدم
می دونم که هنوزم مثل فیلم گوزنها وقتی بخوای دسته زنجونیت دل و روده او مواد فروش در میاره
هنوزم مشت می زنی تو دیوار
هنوزم پای رفاقت جون می دی
خودم مخلصتم لوتی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 26, 2007 4:44 am

یاد فیلم اعتراض افتادم
Crying or Very sad اشک آدم رو در میاری با این دست به قلمت سلمان
آدم قلبش به درد میاد از بس که واقعی می نویسی
چی می شد تو سناریو نویس می شدی؟ اون وقت حتما سینما رو یه تکون اساسی می دادی
منم همه فیلمات رو نگاه که هیچ، حفظ می کردم
واقعا ایول
هنوز یه کم از اشکم مونده Sad
حالا خوب شدم lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
ليلا
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 1095
Registration date : 2007-12-21

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 26, 2007 6:28 am

Arakadrish نوشته است:
داش امين ، بيا ببين آبجي الهام عجب دس به قلمي داره ... خيلي قشنگه

حال كردم ...

خواهر گلم ... توي همه ي زندگيم ، چشمم به قد و بالاي تو بود كه مثل ياس قد ميكشدي و بزرگ ميشدي . دوس داشتم حداقل مث خاكي ميبودم ، كه

ميتونست توي باد و طوفان ريشه هات رو با پنجه هاش محكم بيگيره ... پشت و پناهت باشه ... اما .... (صدام يه كم ميلرزه !!)

لبخندت منو ياد اون ننه ي خدا بيامرز مينداخت كه تا زنده بود يه روز خوش براش نذاشتم

از تو چه پنهون ، اي يادگار مادر ... !! خواهر خوبم ... چه شبهايي بوده ، بعد از اينكه منگي و خماري از سرم ميپريد ميرفتم سراغ عكس قديمي ننه . همون كه

تو هر روز با گوشه ي اون روسري آبي رنگت ، كه مرحوم آقاجون از بازارچه ي كنار حرم امام رضا واست خريده بوتش ، زير بارون اشكات ، غبار از روش ميگرفتي.

ميگرفتمش توي بغلم... درست مث روزاي بچگي كه ننه بغلم ميكرد ... ميزدم زير گريه ... صدامو ميخوردم تا خواب نازت رو به هم نزنم ...

تو فرداش بايد ميرفتي كلاس و مررسه ... تا مث من تن لش ... بي عار و بي خاصيت نباشي ... !!

گريه ميكردم و اشك ميريختم و به نامردي روزگار و نفهمي خودم لعنت ميفرستادم .

هر چي من توي كثافت و لجن قوطه ميخوردم ، تو با كمالات و نجيب بودي ... آرزوم بود يه روز تو لباس سفيد دكتري بيبينمت كه مياي و اين لات لندهور ...

(اشاره به خودم) رو از چنگ اين زهر و ماري نجات بدي ... (با گوشه ي دسمال يزديم ، چشمام رو پاك ميكنم)

نخواستم همرنگ من باشي ... ازت حذر كردم تا گمراه نشي ... نوازشت نكردم تا بهم دل نبندي و پا جاي پام نذاري ... بوي ننه رو ميدادي ... اما ...

هيچ وقت مث يه داداش بزرگ بغلت نكردم ... نخواستم اشكم رو بيبيني و سعي كني بهم نزديك بشي ...

(يه قلوپ از چايي پر رنگي كه واسم آوردي رو ميدم بالا تا بلكم بغضم نتركه ...! )

به داداشيت خورده نگير ... در حق هيچ كس مردونگي نكردم ... اما زندگي تو رو بيشتر از مال خودم خواستم ... نخواستم تباهت كنم

نخواستم ...

نخواستم ...

(پا ميشم و ميرم توي اتاق بغلي ... صداي هق هق م توي فضاي سرد خونه پيچيده ...)

خوشم اومد ... خیلی قشنگ مینویسی ...

یه جورایی ته نوشته هات منو یاد نوشته های هدایت میندازه cheers
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
ليلا
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 1095
Registration date : 2007-12-21

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 26, 2007 6:36 am

amin نوشته است:
Arakadrish نوشته است:
لیلا نوشته است:
amin نوشته است:
لیلا نوشته است:
Arakadrish نوشته است:


دهكي... حالا زاغ سياي منو چوب ميزنين Twisted Evil ... ليلا ... تو هم ؟؟

حيف اون همه جنس ناب كه چپوندم تو بافورت !!

آسه ميان ... آسه ميرين . كسي با بساط ما شوخي نكنه ... خوش نريم ... شير فهمه ؟؟

يكي بياد اين قليون ما رو چاق كنه ... Evil or Very Mad

صحبت اضافي ... ممنوع Evil or Very Mad silent

affraid
کجا من چوب زدم ..من فقط لو دادمت

میان ببرنت اعدامت کنن cheers Very Happy
کی جرات داره به داش سلمان ما چپ نگاه کنه
تا چشاشو در بیارم lol!




من چشامو دوس دارم Sad


منتاهاش من خواهان اجرای عدالت و ایجاد امنیت در این باشگاهم lol!
لذا شرمنده ی حضور همتونم Very Happy

د... بيا ... عدالت و امنيت مگه بي تيغ لوطي ، معني پيدا ميكنه ؟؟

خب اين هم كه هست ديگه !! Laughing
قربون تیغت لوطی
آخر عدالتی lol!


الانه نظام فرق کرده Very Happy

گذشت اون دوره ای که کفش قیصری میپوشیدی و دستمال یزدی مینداختی دور گردننت و یه کلاه لبه دار تو سرت تو خیابونا نعره میزدین دسته جمعی affraid

الان این اداها خریدار نداره ... 110 خبر میکنم همتونو اعدام کنه lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 26, 2007 10:04 am

نقل قول :
این دوستش آقا مجید چه خوش تیپه شبیه اون خواننده ست که عربی میخونه

شبیه عمرو دیاب نبوده اون اقا مجید Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
این شکلی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 26, 2007 11:57 am

چرا پست من پرید بالا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
آشپزخونه فروم
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 4 از 35رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3, 4, 5 ... 19 ... 35  الصفحة التالية

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: قسمت خانه و خانواده :: قسمت آشپزی و آشپزخانه-
پرش به: