الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 آشپزخونه فروم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3 ... 18 ... 35  الصفحة التالية
نويسندهپيام
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الإثنين ديسمبر 17, 2007 7:05 pm

Laughing Laughing Laughing Laughing
خودت گفتی نمی خواماااااااااااااااااااا
آخه نوید یکی دیگه رو معرفی کرد وقتی دید اون 80 ساله رو نمی خوای
حیف که نمی خوایش، از دست دادی lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الإثنين ديسمبر 17, 2007 7:08 pm

دلارام نوشته است:
Laughing Laughing Laughing Laughing
خودت گفتی نمی خواماااااااااااااااااااا
آخه نوید یکی دیگه رو معرفی کرد وقتی دید اون 80 ساله رو نمی خوای
حیف که نمی خوایش، از دست دادی lol! lol! lol!
به هر حال نوید قابل اعتماد نیست تو این مسائل Very Happy
مگه از جونم سیر شدم Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
nAvId
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2240
Age : 29
Location : همه جاي ايران سراي من است
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الإثنين ديسمبر 17, 2007 8:35 pm

اهه ؟

اتفاقا امین جان ...

دلت بخواد ... گیرت نیاد ... !

من که به دلارام جان گفتم ... اون هم تصدیق کرد ...
ولی خب ... نمیگیم بهت که کف کنی ... مگه نه دلارام جان ... ؟

نگی بهش ها ... Laughing
نگی ها ... Very Happy

lol!

امین از دستت رفت ...

lol!

نفر بعدی لطفا ... ! Laughing

===========================================

دلارام جان ...
میگم مهمان افتخاری هم بیاریم ها ... خوبه به نظرم ... !

Razz

من سفارش طرز تهیه سبزی رو دارم ... البته ، سبزی آماده رو ... Laughing

راستی ... یه سوال فنی ... !
شکر رو باید قبل از اینکه به موادمون اضافه کنیم ، بشوریمش دیگه ... نه ؟
lol!

این یکی دیگه تجربه شخصی بود ... ! Laughing

آها ... یادم اومد ...

یادمه اولین باری که میخواستم تخم مرغ رو بشکنم ، اونقدر آروم میزدم بهش که اصلا چیزیش نمیشد ...
بعدش اعصابم خورد شد و محکم کوبیدم به لبه اجاق ... ! Rolling Eyes Shocked
حسابش رو بکن دیگه ... Embarassed

البته ، این مال قرن ها پیشه ...
حتی بیشتر از 10 سال پیش ... Razz

=======================

اهم اهم ...

تصویب میشه ...

کو کو سبزی ... ! Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.werfriends.blogfa.com
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الإثنين ديسمبر 17, 2007 8:45 pm

بیخود اصرار نکن امین
نه جون تو امکان نداره، نوید گفته نگم
Laughing Laughing Laughing
می خواستی اینقدر ناز نکنی Razz Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الثلاثاء ديسمبر 18, 2007 9:24 am

دلارام نوشته است:
بیخود اصرار نکن امین
نه جون تو امکان نداره، نوید گفته نگم
Laughing Laughing Laughing
می خواستی اینقدر ناز نکنی Razz Laughing
من نمی دونم کجا اصرار کردم Shocked
من جوونم آرزو دارم
نمی خوام سیاه بختم کنین Laughing
lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
mass0ood
میزبان
میزبان
avatar

تعداد پستها : 142
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 19, 2007 4:53 pm

به به... می بینم که دوباره این آشپز خونه ی ما راه افتاد Laughing
آها راستی هلنا خانوم چرا نمیاد؟نکنه نیست؟ ها؟ اصلا رضا کجاست؟ scratch
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
arashrayan
میزبان
میزبان
avatar

تعداد پستها : 175
Age : 30
Location : Iran
Registration date : 2007-12-07

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الأربعاء ديسمبر 19, 2007 6:17 pm

سلامممممممممممممم. Razz بهههههههههههههه آشپزخونه هم درست کردین؟ cheers
می دونم تازه کارین هنوز دست پختت قابل خوردن نیست. اگه دوست داری من یه دونه گلم رو بگم بیاد یه چیزایی بهت یاد بده Laughing Laughing
دست پخت فقط دست پخت آجی ما bom

راستی رضا کجا هست؟ Question هلنا خانم هم که نیست؟
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.arashrayan.blogfa.com
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الخميس ديسمبر 20, 2007 2:41 pm

بععع .... بععععع ....

زبون به دهن بگير حيوون . لولو خرخره كه نيستم Shocked دارم ميبرمت ، نجاتت بدم Laughing Laughing

ناسلامتي امشب از اون شباي عشق و صفاس . تو بهمون حال ندي پس كي بده ؟؟ Shocked

آي قربون اون پشم سفيدت برم

فكر كردي اون همه علف بي صاحاب شده رو واسه چي ميريختم تو حلقومت ؟؟

د... خب واسه ي همين امروز بوده ديگه Very Happy

بچه ها كجايين ؟؟ بيان اين شاخ هاش رو بگيرين بكشيمش تو خونه !... امين ، نويد ، مجيد ... هوووووي

خيلي مال درستيه ...

تپ ... تپ... تپ...

ببين به پشتش ميزني چه صداي جاني ميده .

اي قربون اون راسته ات برم من ... هي Smile

دلارام ... بيا ببين واسه قورمه گرون امشب خوبه ؟؟ Shocked

الهام جون ... كو بپر اون چاقو و آفتابه رو بيار باريك الا ...

آي..آي .. مواظب باشين در نره !! خيلي حواسش جمه ها !!

تافتون ها رم بسته ام ، توي اون پارچه هه كه دم دره ، هركي دستش خاليه بره بيارتش .

مي خوابونيمشون توي روغن قورمه ها ... آي جونم ... چه شود tongue Laughing

فتيري و زعفروني ... تازه تازه ... سفارش دادم از دهات آوردن

راستي يه دبه دوغ محلي هم همراش هست ، مواظب باشين نريزه .

آوردي ... ماشالا آبجي كوچولو Smile

اون ور واستا خوني نشي ... اصلا چيزه ... دلارام ، شما دوتا برين تو خونه ... گوسفند سر بريدن كه تماشا نداره !! Evil or Very Mad

منم حوصله ي گريه ، فنگه Crying or Very sad ندارم Evil or Very Mad

آفتابه رو بزور بكن تو دهنش امين ، بزار دو قلوپ آب بخوره .

بسم ا... الرحمن الرحيم ...

خخخخخخ....

....

آب بريز نويد جون ، دستم رو بشورم .

خوب بود تو بودي مجيد . غير تو كسي حريفش نبود ... بلند شو بذار دست و پا بزنه .

نجاتش داديم ها .. نه ؟؟ ... هه ... هه ... هه Laughing Laughing

آخي... چقدر خسته ام

يكدوم اون ديگ مسيه گنده هه رو از مطبخ بياره اينجا ...

نويد جون ... پوستش رو بكن من برم يه گلويي تازه كنم

راستي قلوه هاش مال الهامه ، كسي بهش دس نزنه ها ... Evil or Very Mad ... باشه ! جيگرش هم مال شماها . حالش رو ببرين Laughing

دلاراااام ....

پس چي شد اين چايي ؟؟؟ Evil or Very Mad

....

بچه ها ، دوس دارم بقه اش رو شما ادامه بدين ، كسي هست ؟؟؟ Very Happy
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الخميس ديسمبر 20, 2007 3:29 pm

سلمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان Evil or Very Mad
اینجا آشپزخونه بود، واسه چی حیوون زبون بسته رو اینجا کشتیییییییییییییییییی Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad
اگه شام یلدا دادم بهت Evil or Very Mad
اصلا شب یلدا باید بشینی جریمه بنویسی Twisted Evil
1395747639 بار می نویسی:
سلمان دیگه هیچ حیوونی رو پخ نمی کنه و فقط از قصابی گوشت می خره !!

Twisted Evil حقته
حالا مگر اینکه یه پارتی درست و حسابی بیاری که از جریمت صرف نظر کنم
Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الخميس ديسمبر 20, 2007 3:53 pm

دلارام نوشته است:
سلمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان Evil or Very Mad
اینجا آشپزخونه بود، واسه چی حیوون زبون بسته رو اینجا کشتیییییییییییییییییی Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad
اگه شام یلدا دادم بهت Evil or Very Mad
اصلا شب یلدا باید بشینی جریمه بنویسی Twisted Evil
1395747639 بار می نویسی:
سلمان دیگه هیچ حیوونی رو پخ نمی کنه و فقط از قصابی گوشت می خره !!

Twisted Evil حقته
حالا مگر اینکه یه پارتی درست و حسابی بیاری که از جریمت صرف نظر کنم
Laughing Laughing Laughing
فکر کرده آشپزخونه صاحب نداره
هر کاری خواست بکنه
پس الهام و دلارام چیکارن
حالا جریمه بنویس داداش سلمان lol!
تازه می خواستی ما رو هم اغفال کنی Laughing
ولی دلارام جان شما هم کوتاه بیا خودش تمیز می کنه(دل و جیگر می خوریم) Laughing Wink
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
nAvId
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2240
Age : 29
Location : همه جاي ايران سراي من است
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الخميس ديسمبر 20, 2007 4:26 pm

بعععععععععععععله ...

من هستم ... پس چی ؟

Very Happy

خب ... بذار فکر کنم ...

هاااااااااااااااان ...

برو بریم ... Laughing

=================

داش سلمان جان ...
ببین برادر ...

من پوستش کندم ... دادم امین ببره این قصابی سر کوچه بفروشه ، پولش هم به درد میخوره خب ...
بهتر از هیچیه ... Smile
بالاخره یه جایی دستمونو میگیره خب ...

خب خب خب ...
حالا چی داریم ؟

ها ؟

آها ...
من میرم سروقت کباب کردن .. جاااااااااان ..

کباب ، فقط کباب نوید ... Surprised
باور کنید کباب های مشتی درست میکنم ... دهن خودم هم آب افتاد ... tongue

خب ...

مجید جان ... خواهشا اون زغالها رو بردار ببر پیش آتش دان (یا همون منقل ، اگه آتش دان نبود)
بردی ؟
ایول بابا ... چه زود ..
الکی نیست بهت میگن مجیدمو قشنگ ... ! afro
ها ؟
چه ربطی داشت ؟
خب ...
گیر نده دیگه ... Neutral

حالا آقا ... گازوئیل چی ؟
داریم ؟
یادمون رفت به امین بگیم سر راهش یه جایی گیر بیاره ...
Neutral

حالا چه کنیم ؟
من میرم ببینم این طرفا کسی گازوئیل توی بساطش هست ؟

تا من برگردم خانما لطفا گوشت ها رو خوردشون کنن ...
بعدا داش مجید و داش سلمانم کمک میکنن که سیییییییییییییخ Very Happy بکشین ...
من دارم میرم
زودی میام ...

...
...

آخیش ...
برگشتم ...
بابا برای یه نیم لیتر گازوئیل کل اینحاها رو گشتم ...
آخرش هم از یه راننده کامیون گرفتم ...
همچین نگاه میکرد Shocked انگار میخواستم جونش رو بگیرم خب ... Neutral
نیم لیتر گازوئیل که بیشتر نبود بابا .. اهه ...
خوب بود بنزین نخواستم ازش ...

ولش بابا ...

خب ..
امین کو ؟
نیومده هنوز ؟
ای بابا ... کجا رفته پس ؟
فروختن یه پوست که اینهمه کل کل کردن نداره ...

مجید جان ... قربون دستت

شما زحمتش رو میکشی بری دنبال این داش امین ما ؟
با اون موتور سوزوکی برو ... یه داش مجید سوزوکی مشت میشی امشب هاااااااااااااا lol!

به به ...
میبینم که دارین گوشتها رو همچین سیــــــــــــــــــــــــــــــــــخ میکشین ...

خب داداش سلمان ...
بذار کمکت کنم عزیز ...

خانما ...
شما چرا ما رو دارین بر و بر نگا میکنین ؟
شما هم یه جارو بگیرین دستتون و آب و جارویی بکشین به سر و روی این چار دیواری دیگه ...
نا سلامتی عیده ها ...
اون هم نه یکی ، سه تااااااااا ...
بجنبین ... بجنبین که دیره ها ...
آفرین ... Very Happy

خب داداشی ...
شما ادامه میدی که من برم و زغال رو آماده کنم ؟
ایول

همیچن زغالی آماده کنم که حظ کنین ... !

اه ... این زغال که کمه بابا ...
ها ؟
کافیه ؟
نمیدونم والا
ولی گمون نمیکنم ...

حالا باشه ... شروع میکنیم ، کم اومد ، داش مجید سوزوکی که هست ... Razz

اه ... علی جون تو هم اومدی آقا ... ؟
ایول ...
کمکم میکنی ؟
دمت گرم
اون گازوئیل رو گذاشتم اون روی سکو ...
ورش دار بیارش .. دستت درد نکنه ...
خب ...
علی جان قربون دستت ... یه نموره بریز اینجا روی این زغالها ...
بسه بسه ... زیاد نریز ...
آره قربونت ...
نه صبر کن بابا ... چرا عجله میکنی ...
بذار یه خورده آتیشش جون بگیره یا به قول پدرم آتیشش "مرد" بشه ... اونوقت زغالها رو بیشتر یریزیم
خفه هم نمیشه آتیش ... وقتی آتش افروز رو بذارم روش ، خودت میبینی چه آتیشی میشه ... ! Smile

خب علی آقا ... حالا وقتشه .. نه تو زحمت نکش من خودم میریزم زغالها رو ...
تو دست و صرتت سیاه میشه .. اما مال من که نمیشه ... من خودم رو سیاه بر و بچ هم هستم ... Wink
داش سلمان ... اون بادبزنی که گفته بودی تهیه کردی کجاست ؟
آها گرفتم ...
ایول بابا .. این چه بادبزنیه ؟
چه بزرگه بابا ...
آها ... مقوای واشر سر سیلندر رومانی {تراکتور} هست دیگه ... Wink
از مکانیکی اصغر آقا پیدا کردی ؟
آها ... این اصغر آقا میگفت برای بادبزن خوبه ها ... ولی من یادم میرفت همش که ورش دارم ...
دستت دردن نکنه ... فقط باید نصفش کنم چون خیلی بزرگه ...
علی جون ...
اون آتش افروز رو بذار روی زغالها لطفا ... آره همونطوری درسته ... دستت درد نکنه ...
الانه که همه زغالها سرخ بشن ... drunken

خب ... من ورش میدارم ... دیگه کافیه .. همینطوری پیش بره ، زغالی نمیمونه ...

اه .. مجید هم اومد ... پس کو امین ؟
آها ... داره میاد ...

کجا بودی امین جان ؟
جانم ؟ Shocked
داشتی روی قیمت اون پوست با قصاب کل کل میکردی این دو ساعت ؟
بابا بیخیال ...
همچین مال دندون گیری هم نبود بابا ...
میدادی بهش میرفت ...

خب حالا ...

حالا که اومدی میشه خواهش کنم بری و نوشابه و دوغ و از اینجور خرت و پرتها جور کنی ؟؟
نه نه نه ...
شما همینجا باش ...
میری ، دو نفر باید بیان دنبالت ... Razz Very Happy
شما بمون ور دل خودمون ... کارت داریم ...

داش مجید ... دست شما رو میبوسه عزیز ... شرمنده شما شدیم دیگه ... Embarassed

خب خب خب ...
زغالها حسابی سرخ سرخ شدن ...
گوشت و سیخ هم که آماده داره میشه کم کم ...
ایول ...
الهام جان ...
تموم که شد ، سیخ ها رو بیارشون لطفا ...
نمک هم یادتون نره ...
چند سیخ گوجه هم بکشین ... بد نمیشه ...
فقط خیلی درشت نباشن ...

الهام جان آوردیشون ... دست درد نکنه ...
جانم ؟
آها ...
اون قلوه ها رو مواظب باشم ؟
چشم چشم ...
من حواسم هست ... آره ... Wink
این امین یه کاسه ای زیر نیم کاسه شه ... Twisted Evil
من که میدونم ...

خب ...گوشتها رو هم که گذاشتیم ...
الان باید فقط صبر کنیم ...
داش سلمان ... چرا تنها نشستی اونجا آخه ... بیا اینجا پیش خودمون .. حال میده ور دل آتیش ...
همچین گرمای خاصی داره آتیش زغال !
هوا هم بدجوری سوز داره ...
اه ؟
شما خانما هم میخواین بیاین ؟
خب باشه ...
پسرا جا باز کنین خانما هم جا بشن ...
خب ...
راستی این آنیکا خانم کجاست ؟
داره چیکار میکنه آخه ؟
تنهایی
آها ... مبینا جان پیششه خب ..
ولی چرا نمیاد ؟
حتما میاد خودش دیگه ...
بگذریم ...
عجب جز و ولزی میکنه هااااااااا ...
به به به ...
کبابیه ، کبااااااااااااااااااااااااب ... Very Happy
گوشتش خیلی آبداره ... دستت درد نکنه داش سلمان ...
قربون اون سیبیلای از بناگوش در رفته ت برم ... Razz
داش مجید هم که اومد ...
ایول ... کوکا کولا ... پپسی هم که دیگه ایول داره ...
مخصوص طرفداران هر نوع خواننده ای گرفتی دیگه ... lol!

دلارام جان ... شما زحمت لیوان و تشکیلات رو بکش ...
راستی .. اون دوغ داش سلمان رو هم بیارین ...
باید خیلی باحال باشه ... ایول ...

اوخ اوخ ...
نزدیک بود گوشتمون بسوزه ها ...
What a Face
اگه میسوخت که من الان خودم این رو داشتم جز و ولز میکردم ... lol!

امین جان ...اون قلوه رو برگردون ... شما نزدیکش نشستی ... آی قربون دستت ...

راستی الهام جان ... نمک که یادتون نرفته بود ... ها ؟
خوبه پس ...

یه خورده آب لیمو هم میخواد که بعدا میزنیم بهش ...

چه شود ...

امین جان نه ...
باد نزن که میسوزه ها ... خیلی خیلی کلایم ... قربون دستت ...

الهام جان ... اینطور که بوش میاد ، آنیکا خانم داره قرمه سبزی رو آماده میکنه ...
شما هم برو کمکش ... دست تنهاس ...

خب ...
یه نفر یه جوک بگه بابا ... دلمون پوسید ...

امین : یه روز یه چینی خودش رو دار میزنه ، بهش میگن دارچین ... !

مجید : امین جان ، تکراری بود آقا ...
یه روز یه مرده از حال میره ، از پذیرایی بر میگرده ...

خودم : هه هه هه ... بابا هر دوتون هم که تکراری گفتین ... الا نخودم یکی میگم کفتون ببره ...
یه روز یه مرده ... میره بالای نرده ... Laughing

ها ؟
هم بی مزه بود و هم تکراری ؟
Neutral
خب ...
خب من نمیتونم درست جوک تعریف کنم خب ...

داش سلمان : دس وردارین بچه ها ... خودم یکی میگم حاشو ببرین ...
غضنفر پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!!!

ههههههه هههههههه هههههههه هههههههه .... Laughing
واااااااا ... صدای دلارام بود ها ... از توی آشپز خونه ... Laughing

ایول داش سلمان خودم ...
وایسین

دلارام جان هم میخواد یکی تعریف کنه ...

دلارام {با صدا بلند} : غضنفر بچه ش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميذاره پسفطرت!!!

حالا این من هستم که منفجر میشم از خنده ...
شما هم از انفجار من خنده تون میگیره ... Laughing
انفجار نوووووووور بوووووود ... lol!

(من که از بس خندیدم ، اشک چشمام در اومده) : ای وای ... سوخت ...

نه ... خوشبختانه هنوز نسوخته ... tongue

شپلق ... (صدای ئست من بود روی دست امین)
ناخونک ؟
امین جان ... Evil or Very Mad قرار نبود ها ...
اون قلوه ها مال الهامه ...
دو دقیقه چشماشو دور دیدی ها ...
اگه بفهمه که چشماتو در میاره ...
شرمنده ... Embarassed

ایول ...
دو خواهر فروم هم دعوا کنان داره پیداشون میشه ...
ایول بابا ... یخه به یخه هم که شدن ... Razz
اوخ بچه ها ...
عینک آفتابی بزنین ... این جینی بد جوری نور ساتع میکنه از خودش ... !
Cool ... آخییییش ...
lol!

خب خب خب ...

همگی بیاین کنار آتیش ...
همه بیاین ...
یالا ...
موقع تقسیمه ...
نه کم ، نه زیاد ...

مجید جان ... شما زحمتش رو بکش عزیز ... کسی زورش نمیرسه به تو چپ نیگا کنه ...
داش سلمان هم از دور تو رو میپاد با اون تیزی خفن ناکش ... Very Happy affraid

نوش جوووووووووووووووووووووون ...
فقط اون آبلیمو رو هم یادتون نره ...

========================

ادامه رو اگه کس دیگه ای داره ، میتونه بنویسه ...
ممنون میشم ...
study
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.werfriends.blogfa.com
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 8:25 am

سانس اول : تريپ : پدر سالار !!
-----------------------------------

ماماني اين چه سرو صداييه داره از تو كوچه مياد ؟؟ Shocked

نميدونم عزيزم !! مجيد جون بپر دم در ببين چه خبره اونجا !! Shocked

تپ .. تپ... تپ ... ! (مجيد از كادر خارج ميشه ... صداي پاش تا دم در امتداد داره !!)

نترس دخترم .. چيزي نيست ماماني ، الان داداشيت برميگرده و ميگه كه هيچي نيست !!

...

قريييييييييييچ.... در باز ميشه و ...

(يه نماي بسته از صورت بهت زده ي مجيد . اينجوري : Shocked )

مامان ... !! يه لحظه بيا !!

( پنج ثانيه بعد همه ي اهل خونه دم در ايستادن ... بهت !! ( نويد همراه منه ) مجيد و دختر كوچولو (الهام) و ياسي و بيتا (با يه رمان عاشقانه توي دستش) و

مرجان ، محبوبه و ليلا و آنيكا (بچه به بغل) و ... و البته ماماني (ماماني كيه ؟؟ Laughing Laughing Laughing ) ...( امين هم توي كوچه داشت بازي ميكرد )

مش جعفر ( سبزي فروش سر كوچه) : به سلامتي سر ، بزرگ همه مون ، فخر اين شهر و محله ، لوطي مسلم بي چك و چونه ... حاج اسد اله آراكيان ، صلوات

(ملت توي كوچه ، يكصدا ) : الااااااهم صلعلي ااااا محمددددد و آل محمددددد

Laughing Laughing Laughing

( حاجي پسرش رو ميبينه و درگوشي بهش ميگه ):

امين جان ... پسرم به مامانت بگو ، جنگي يه اسفند پر نمك دست و پا كنه بياره دم در ...

بابايي .. اون ماشين گنده هه چي داره توش ؟؟

عجله نكن بابا... ميبيني

( زن خطاب به مجيد ) :

پسرم مواظب خواهرت باش ببينم اين مرد ، باز چه علم شنگه اي راه انداخته !! Shocked

زن خودش رو دوون دوون به حاجي ميرسونه ...

حاجي ، اين چه بساطيه ؟؟

حاجي : برو توي خونه ، زن ... خوبيت نداره بياي وسط كوچه ... يه كم صبر كن ميفهمي Evil or Very Mad

داش نويدم ... يه كم فرمون رو بگير اين ور ... مواظب باش بساط سيد مصطفي (عطار محل) رو نمالوني !!

( خاور آروم آروم مياد جلو تا به دم در ميرسه ... )

(نويد ، خطال به مجيد ، بعد از اشاره ي حاجي) : عمو جون بيا كمك كن اين چادر برزنتي رو از رو خاور بكشيم ...

چادر آروم آروم جمع ميشه و ...

زن با صداي جيغ از هوش ميره Shocked Laughing

زن هاي همسايه شلوغ ميكنن... يكي آب قند ... يكي گل گاو زبون ... يكي نبات داغ (خب زنن ديگه ... دل نازك Embarassed )

به هوش مياد ...

حاجي اين ديگه چيه ؟؟ Shocked

نهنگ... Laughing Laughing Laughing Laughing

با داداش رفتيم از جنوب آورديمش ... بندر عباس ... ياسي ، دخترمون آدرسش رو داد . خدا خيرش بده . رفتيم دانشگاش رم ديديم !!

آوردم اين روز عيدي ، خونش رو اينجا بريزم ، تا بلا ملا از دورمون محو شه Laughing

بعدش هم چاهار تا ديگ آبگوشت بار ميذاريم ملت بيان بخورن و داعاش رو بفرستن به روح اموات

داداش اون شمشير سامورايي رو هم از تو ماشين وردار بيار . زن ، اين حيوون رو ديگه با چاقو نميشه خلاص كرد

شمشير لازم بود . ... آبش رو هم توي دريا خورده ، آماده اس واسه پخخخخخ كردن

كجا خلاصش كنم ؟؟ Laughing Laughing Laughing

ميخوام كاري كنم ، ترست از خون و سربريدن بريزه ... اينبار بيا كنار دستم واسا ... الهام رم بيار ، ببينه دخترم

Laughing Laughing Laughing

--------------------------------------
ببخشيد بچه ها ... Embarassed سانس دومش بمونه واشه شب ... با تشكر مخصوص از داش نويد . شب بحث كبابيه كه تو پختي ها Wink

چطور بود ؟؟ Very Happy
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 8:31 am

سلمان جان
جریمه هاتو نوشته بودی که پا شدی رفتی بندر نهنگ آوردی؟
Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 10:03 am

Arakadrish نوشته است:
سانس اول : تريپ : پدر سالار !!
-----------------------------------

ماماني اين چه سرو صداييه داره از تو كوچه مياد ؟؟ Shocked

نميدونم عزيزم !! مجيد جون بپر دم در ببين چه خبره اونجا !! Shocked

تپ .. تپ... تپ ... ! (مجيد از كادر خارج ميشه ... صداي پاش تا دم در امتداد داره !!)

نترس دخترم .. چيزي نيست ماماني ، الان داداشيت برميگرده و ميگه كه هيچي نيست !!

...

قريييييييييييچ.... در باز ميشه و ...

(يه نماي بسته از صورت بهت زده ي مجيد . اينجوري : Shocked )

مامان ... !! يه لحظه بيا !!

( پنج ثانيه بعد همه ي اهل خونه دم در ايستادن ... بهت !! ( نويد همراه منه ) مجيد و دختر كوچولو (الهام) و ياسي و بيتا (با يه رمان عاشقانه توي دستش) و

مرجان ، محبوبه و ليلا و آنيكا (بچه به بغل) و ... و البته ماماني (ماماني كيه ؟؟ Laughing Laughing Laughing ) ...( امين هم توي كوچه داشت بازي ميكرد )

مش جعفر ( سبزي فروش سر كوچه) : به سلامتي سر ، بزرگ همه مون ، فخر اين شهر و محله ، لوطي مسلم بي چك و چونه ... حاج اسد اله آراكيان ، صلوات

(ملت توي كوچه ، يكصدا ) : الااااااهم صلعلي ااااا محمددددد و آل محمددددد

Laughing Laughing Laughing

( حاجي پسرش رو ميبينه و درگوشي بهش ميگه ):

امين جان ... پسرم به مامانت بگو ، جنگي يه اسفند پر نمك دست و پا كنه بياره دم در ...

بابايي .. اون ماشين گنده هه چي داره توش ؟؟

عجله نكن بابا... ميبيني

( زن خطاب به مجيد ) :

پسرم مواظب خواهرت باش ببينم اين مرد ، باز چه علم شنگه اي راه انداخته !! Shocked

زن خودش رو دوون دوون به حاجي ميرسونه ...

حاجي ، اين چه بساطيه ؟؟

حاجي : برو توي خونه ، زن ... خوبيت نداره بياي وسط كوچه ... يه كم صبر كن ميفهمي Evil or Very Mad

داش نويدم ... يه كم فرمون رو بگير اين ور ... مواظب باش بساط سيد مصطفي (عطار محل) رو نمالوني !!

( خاور آروم آروم مياد جلو تا به دم در ميرسه ... )

(نويد ، خطال به مجيد ، بعد از اشاره ي حاجي) : عمو جون بيا كمك كن اين چادر برزنتي رو از رو خاور بكشيم ...

چادر آروم آروم جمع ميشه و ...

زن با صداي جيغ از هوش ميره Shocked Laughing

زن هاي همسايه شلوغ ميكنن... يكي آب قند ... يكي گل گاو زبون ... يكي نبات داغ (خب زنن ديگه ... دل نازك Embarassed )

به هوش مياد ...

حاجي اين ديگه چيه ؟؟ Shocked

نهنگ... Laughing Laughing Laughing Laughing

با داداش رفتيم از جنوب آورديمش ... بندر عباس ... ياسي ، دخترمون آدرسش رو داد . خدا خيرش بده . رفتيم دانشگاش رم ديديم !!

آوردم اين روز عيدي ، خونش رو اينجا بريزم ، تا بلا ملا از دورمون محو شه Laughing

بعدش هم چاهار تا ديگ آبگوشت بار ميذاريم ملت بيان بخورن و داعاش رو بفرستن به روح اموات

داداش اون شمشير سامورايي رو هم از تو ماشين وردار بيار . زن ، اين حيوون رو ديگه با چاقو نميشه خلاص كرد

شمشير لازم بود . ... آبش رو هم توي دريا خورده ، آماده اس واسه پخخخخخ كردن

كجا خلاصش كنم ؟؟ Laughing Laughing Laughing

ميخوام كاري كنم ، ترست از خون و سربريدن بريزه ... اينبار بيا كنار دستم واسا ... الهام رم بيار ، ببينه دخترم

Laughing Laughing Laughing

--------------------------------------
ببخشيد بچه ها ... Embarassed سانس دومش بمونه واشه شب ... با تشكر مخصوص از داش نويد . شب بحث كبابيه كه تو پختي ها Wink

چطور بود ؟؟ Very Happy

داداش این دفعه که رفتی شکار قبلش یه سر برو قم یه استفتا بگیر ببین گوشتش حلاله یا نه
در ضمن نوکرتم سر نهنگ رو ببری که با خونش سیل میاد هممون رو میبره Laughing Laughing
تازه بگم من حوصله ندارم بعدش وایسم دم خونه رو بشورما
حالا خوبه نرفتی دایناسور بیاری سر ببری
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
Yasaman
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2411
Location : بندر بوشهر
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 10:13 am

داداش مجيد حلاله بابا بيا بخوريم
داداش سلمان زود برگشتي بابا...هوا خيلي توپ شده به خدا.يه چند روزي بودي اينجا،شب يلدا ميموندي ديگه...ميشد بد گذروند.
دلارام جون داداش سلمان جريمه هاشو نوشته...خودم ديدم.
...
خيلي باحاليد بچه ها
lol! lol! lol! lol!
flower
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.yassesefid.blogfa.com
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 11:36 am

Yasaman نوشته است:
داداش مجيد حلاله بابا بيا بخوريم
داداش سلمان زود برگشتي بابا...هوا خيلي توپ شده به خدا.يه چند روزي بودي اينجا،شب يلدا ميموندي ديگه...ميشد بد گذروند.
دلارام جون داداش سلمان جريمه هاشو نوشته...خودم ديدم.
...
خيلي باحاليد بچه ها
lol! lol! lol! lol!
flower

اتفاقا اینجا هم هوا خیلی خوبه فقط رفتی بیرون به یه قالب یخ تبدیل میشی
و البته یخ هم استفاده های متفاوتی داره Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
Arakadrish
مشتاق
مشتاق
avatar

تعداد پستها : 986
Location : كاخك
Registration date : 2007-12-04

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 4:15 pm

بحث جريمه و خون و خونريزي رو يادم هست . اما بذاريد قبل از اينكه ايده هام از سرم بپره بنويسمشون ... اونم يادم نميره ... سر فرصت . مخلصيم Very Happy


سانس دوم : روياي نيمه شب :
-----------------------------------

با آهنگ بخونيد ... Shocked (زير ايوون رو با صداي بلند تكرار كنيد !!)

اين زمستون ... زير ايوون ...

كباب رو ميخوريم همچين و همچون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

كنازش ميزنيم گوشت و بادمجون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

به سيخش كشيده ، مشتي نويد جون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

نويد رو دوس دارن ملت فراوون ...آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

(داداشي به احساسشون جوا بده و بيا يه دستي بالا كن ... ميخوايم حالي ببريم امشب ... آ آ آ ... آ آ آ ) cheers

(از دختر ها كه كسي داوطلب نيس ؟؟ Shocked Shocked اي بي تربيت !! Laughing Laughing )


بيا بيتا ، بيا ، رو ور نگردون ... ور نگردون Crying or Very sad

زير ايوون... زير ايوون....

بخون شعر قشنگت رو برامون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

دلارام بس كن و ما رو نرنجون ... آي نرنجون Laughing

زير ايوون... زير ايوون....

تا كي واستم بيرون، تو اين زمستون ... اين زمستون

زير ايوون... زير ايوون....

بذار ما هم بشيم قاطي باهاتون... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

بشين الهام باجي ، پيش داداش جون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

دارم تو اين جيبم ، كشمش فراوون ... آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

ميريزم واسه تون كنار قندون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

امين پس كي مياد ، تنگ شد دلامون ... آي دلامون

زير ايوون... زير ايوون....

پيازش از كيه ؟ شيطون مجيد جون ... آي مجيد جون

زير ايوون... زير ايوون....

سوزوكيش رو زده اون پشت ايوون ... پشت ايوون

زير ايوون... زير ايوون.... (مخلص داش مجيد هم هستيم Laughing )

چه بويي ميكنه كباباي بريون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

ياسي رو دوس داريم ، همگي فراوون ... آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

روزي بخواي بري ، ميشيم ما گريون ... ياسي شيطون

ياسي شيطون ... ياسي شيطون ...(با افتخار ياسي اون دست قشنگه رو محكمتر بزن ...)

يه كم دير كردن اين مرجان و مگنون ... جان و مگنون

زير ايوون... زير ايوون....

سيبيل رو تاب ميدم با دست پر خون ... زير ايوون (جون دلارام به قصاب بودنم گير نده Laughing )

زير ايوون... زير ايوون....

يه كم فكري ميشم ، دور از چشاتون ... پشت ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

هلن كو پس با اين آقا رضا جون ... كو دوتاشون ؟

كو دوتاشون ؟.... كو دوتاشون ؟ (سوت بلبليه رو بزن نويد جون ، به افتخار عزيزايي كه هنوز نيومدن پيشمون ... Laughing )

بگيد ليلا بره با چن تا فرغون ... چند تا فرغون (قربون داش مجيد برم . يكي بگيرتش... از خنده ولو شد Laughing )

چن تا فرغون ... چن تا فرغون...

بياره واسمون ده بيست تا هندون ... بيست تا هندون (هندونه !!) tongue Laughing Laughing

زير ايوون... زير ايوون....

هنوز مونده كسي بيرون ايوون ... بچه ها جون ؟؟

بچه ها جون ... بچه ها جون

بگيد جلدي بيان ، رو چشمه مهمون ... بچه ها جون

بچه ها جون ... بچه ها جون


خب خب خب ... دست ناز همه تون درد نكنه ... اين گلو گرفت بس كه آواز خوندم Laughing . خواهش ميكنم . دست زدن نميخواد ... خجالتم نديد ... Embarassed

برم كنار دلارام بشينم ، ،ببينم يه چايي ميده دستم و ما رو حلال كنه يا نه ؟؟ tongue Laughing Laughing

عجب عشقي داره امشب ... اينجا ... كنار بهترين بچه هاي دنيا Embarassed Very Happy

يكي پا شه سفره رو پهن كنه ...

الهام جونم اون قليون من چاق شد ؟؟

Laughing Laughing

قربون همه تون برم ...
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 4:20 pm

Yasaman نوشته است:
داداش مجيد حلاله بابا بيا بخوريم
داداش سلمان زود برگشتي بابا...هوا خيلي توپ شده به خدا.يه چند روزي بودي اينجا،شب يلدا ميموندي ديگه...ميشد بد گذروند.
دلارام جون داداش سلمان جريمه هاشو نوشته...خودم ديدم.
...
خيلي باحاليد بچه ها
lol! lol! lol! lol!
flower

سلام یاسمن جون
کجایی خانومی دلم کلی تنگ شده بود واست
حتما داری توپ درس می خونی، یه دستی هم سر من بکش Laughing Laughing Laughing
امیدوارم موفق باشی و تو شاگرد اول کلاس باشی
سلمان خدا رو شکر کن که یاسمن شهادت داد جریمه هاتو نوشتی Laughing Laughing Laughing lol!
حالا می تونی بیای شب یلدا بازی lol!
دیگه خین و خین ریزی هم نداریم lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 4:24 pm

Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
بچمون سلسله جبال استعداده
Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 5:02 pm

Arakadrish نوشته است:
بحث جريمه و خون و خونريزي رو يادم هست . اما بذاريد قبل از اينكه ايده هام از سرم بپره بنويسمشون ... اونم يادم نميره ... سر فرصت . مخلصيم Very Happy


سانس دوم : روياي نيمه شب :
-----------------------------------

با آهنگ بخونيد ... Shocked (زير ايوون رو با صداي بلند تكرار كنيد !!)

اين زمستون ... زير ايوون ...

كباب رو ميخوريم همچين و همچون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

كنازش ميزنيم گوشت و بادمجون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

به سيخش كشيده ، مشتي نويد جون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

نويد رو دوس دارن ملت فراوون ...آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

(داداشي به احساسشون جوا بده و بيا يه دستي بالا كن ... ميخوايم حالي ببريم امشب ... آ آ آ ... آ آ آ ) cheers

(از دختر ها كه كسي داوطلب نيس ؟؟ Shocked Shocked اي بي تربيت !! Laughing Laughing )


بيا بيتا ، بيا ، رو ور نگردون ... ور نگردون Crying or Very sad

زير ايوون... زير ايوون....

بخون شعر قشنگت رو برامون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

دلارام بس كن و ما رو نرنجون ... آي نرنجون Laughing

زير ايوون... زير ايوون....

تا كي واستم بيرون، تو اين زمستون ... اين زمستون

زير ايوون... زير ايوون....

بذار ما هم بشيم قاطي باهاتون... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

بشين الهام باجي ، پيش داداش جون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

دارم تو اين جيبم ، كشمش فراوون ... آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

ميريزم واسه تون كنار قندون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

امين پس كي مياد ، تنگ شد دلامون ... آي دلامون

زير ايوون... زير ايوون....

پيازش از كيه ؟ شيطون مجيد جون ... آي مجيد جون

زير ايوون... زير ايوون....

سوزوكيش رو زده اون پشت ايوون ... پشت ايوون

زير ايوون... زير ايوون.... (مخلص داش مجيد هم هستيم Laughing )

چه بويي ميكنه كباباي بريون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

ياسي رو دوس داريم ، همگي فراوون ... آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

روزي بخواي بري ، ميشيم ما گريون ... ياسي شيطون

ياسي شيطون ... ياسي شيطون ...(با افتخار ياسي اون دست قشنگه رو محكمتر بزن ...)

يه كم دير كردن اين مرجان و مگنون ... جان و مگنون

زير ايوون... زير ايوون....

سيبيل رو تاب ميدم با دست پر خون ... زير ايوون (جون دلارام به قصاب بودنم گير نده Laughing )

زير ايوون... زير ايوون....

يه كم فكري ميشم ، دور از چشاتون ... پشت ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

هلن كو پس با اين آقا رضا جون ... كو دوتاشون ؟

كو دوتاشون ؟.... كو دوتاشون ؟ (سوت بلبليه رو بزن نويد جون ، به افتخار عزيزايي كه هنوز نيومدن پيشمون ... Laughing )

بگيد ليلا بره با چن تا فرغون ... چند تا فرغون (قربون داش مجيد برم . يكي بگيرتش... از خنده ولو شد Laughing )

چن تا فرغون ... چن تا فرغون...

بياره واسمون ده بيست تا هندون ... بيست تا هندون (هندونه !!) tongue Laughing Laughing

زير ايوون... زير ايوون....

هنوز مونده كسي بيرون ايوون ... بچه ها جون ؟؟

بچه ها جون ... بچه ها جون

بگيد جلدي بيان ، رو چشمه مهمون ... بچه ها جون

بچه ها جون ... بچه ها جون


خب خب خب ... دست ناز همه تون درد نكنه ... اين گلو گرفت بس كه آواز خوندم Laughing . خواهش ميكنم . دست زدن نميخواد ... خجالتم نديد ... Embarassed

برم كنار دلارام بشينم ، ،ببينم يه چايي ميده دستم و ما رو حلال كنه يا نه ؟؟ tongue Laughing Laughing

عجب عشقي داره امشب ... اينجا ... كنار بهترين بچه هاي دنيا Embarassed Very Happy

يكي پا شه سفره رو پهن كنه ...

الهام جونم اون قليون من چاق شد ؟؟

Laughing Laughing

قربون همه تون برم ...

آ.....آ .. نوید جون بیا وسط نترس بابا خجالت نداره یه خودی نشون بده بابا
حالا .... cheers cheers cheers cheers cheers
Shocked Shocked Laughing Laughing

راستی داش سلمان مهمونی مختلط نیست
می خواهی اماکن بریزه اینجا به جرم پارتی مختلط ببرنمون ؟؟؟
بیا یش خودم بشین 2 تا چایی بهت بدم Laughing lol! Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 5:37 pm

اینم خر هندونه شب یلدا Laughing Laughing
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
ليلا
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 1095
Registration date : 2007-12-21

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 7:57 pm

دلارام نوشته است:
اینم خر هندونه شب یلدا Laughing Laughing

هرچی هندونه خورده بودم اومد بالا....

ذوق هنری نمیشد طور دیگه ای تراوش کنه؟ Suspect

گلی بلبلی؟
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 4639
Location : تهران
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 8:27 pm

چقدر لطیفی شما!!!
واسه خدا خر و بلبل هر دو عزیزن
اما این واسه گل روی شما که پیش خدا از همه عزیزتره


lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 6314
Age : 32
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   الجمعة ديسمبر 21, 2007 8:35 pm

خیلی خوشگله
خیلی خیلی خیلی
هوس هندونه کردم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
amin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
avatar

تعداد پستها : 2691
Registration date : 2007-12-02

پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   السبت ديسمبر 22, 2007 12:57 pm

Arakadrish نوشته است:
بحث جريمه و خون و خونريزي رو يادم هست . اما بذاريد قبل از اينكه ايده هام از سرم بپره بنويسمشون ... اونم يادم نميره ... سر فرصت . مخلصيم Very Happy


سانس دوم : روياي نيمه شب :
-----------------------------------

با آهنگ بخونيد ... Shocked (زير ايوون رو با صداي بلند تكرار كنيد !!)

اين زمستون ... زير ايوون ...

كباب رو ميخوريم همچين و همچون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

كنازش ميزنيم گوشت و بادمجون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

به سيخش كشيده ، مشتي نويد جون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

نويد رو دوس دارن ملت فراوون ...آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

(داداشي به احساسشون جوا بده و بيا يه دستي بالا كن ... ميخوايم حالي ببريم امشب ... آ آ آ ... آ آ آ ) cheers

(از دختر ها كه كسي داوطلب نيس ؟؟ Shocked Shocked اي بي تربيت !! Laughing Laughing )


بيا بيتا ، بيا ، رو ور نگردون ... ور نگردون Crying or Very sad

زير ايوون... زير ايوون....

بخون شعر قشنگت رو برامون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

دلارام بس كن و ما رو نرنجون ... آي نرنجون Laughing

زير ايوون... زير ايوون....

تا كي واستم بيرون، تو اين زمستون ... اين زمستون

زير ايوون... زير ايوون....

بذار ما هم بشيم قاطي باهاتون... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

بشين الهام باجي ، پيش داداش جون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

دارم تو اين جيبم ، كشمش فراوون ... آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

ميريزم واسه تون كنار قندون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

امين پس كي مياد ، تنگ شد دلامون ... آي دلامون

زير ايوون... زير ايوون....

پيازش از كيه ؟ شيطون مجيد جون ... آي مجيد جون

زير ايوون... زير ايوون....

سوزوكيش رو زده اون پشت ايوون ... پشت ايوون

زير ايوون... زير ايوون.... (مخلص داش مجيد هم هستيم Laughing )

چه بويي ميكنه كباباي بريون ... زير ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

ياسي رو دوس داريم ، همگي فراوون ... آي فراوون

زير ايوون... زير ايوون....

روزي بخواي بري ، ميشيم ما گريون ... ياسي شيطون

ياسي شيطون ... ياسي شيطون ...(با افتخار ياسي اون دست قشنگه رو محكمتر بزن ...)

يه كم دير كردن اين مرجان و مگنون ... جان و مگنون

زير ايوون... زير ايوون....

سيبيل رو تاب ميدم با دست پر خون ... زير ايوون (جون دلارام به قصاب بودنم گير نده Laughing )

زير ايوون... زير ايوون....

يه كم فكري ميشم ، دور از چشاتون ... پشت ايوون

زير ايوون... زير ايوون....

هلن كو پس با اين آقا رضا جون ... كو دوتاشون ؟

كو دوتاشون ؟.... كو دوتاشون ؟ (سوت بلبليه رو بزن نويد جون ، به افتخار عزيزايي كه هنوز نيومدن پيشمون ... Laughing )

بگيد ليلا بره با چن تا فرغون ... چند تا فرغون (قربون داش مجيد برم . يكي بگيرتش... از خنده ولو شد Laughing )

چن تا فرغون ... چن تا فرغون...

بياره واسمون ده بيست تا هندون ... بيست تا هندون (هندونه !!) tongue Laughing Laughing

زير ايوون... زير ايوون....

هنوز مونده كسي بيرون ايوون ... بچه ها جون ؟؟

بچه ها جون ... بچه ها جون

بگيد جلدي بيان ، رو چشمه مهمون ... بچه ها جون

بچه ها جون ... بچه ها جون


خب خب خب ... دست ناز همه تون درد نكنه ... اين گلو گرفت بس كه آواز خوندم Laughing . خواهش ميكنم . دست زدن نميخواد ... خجالتم نديد ... Embarassed

برم كنار دلارام بشينم ، ،ببينم يه چايي ميده دستم و ما رو حلال كنه يا نه ؟؟ tongue Laughing Laughing

عجب عشقي داره امشب ... اينجا ... كنار بهترين بچه هاي دنيا Embarassed Very Happy

يكي پا شه سفره رو پهن كنه ...

الهام جونم اون قليون من چاق شد ؟؟

Laughing Laughing

قربون همه تون برم ...
سلمان جان ما نبودیم پارتی می گیرین اونم از نوع مختلتش Laughing Laughing Laughing
ولی حال کردم چه متنی از خودت در وکردی lol!
همچین استعداد ازت فوران می کنه فقط کسی نیست کشفت کنه Laughing Laughing Laughing
ممنون که یاد ما هم بودی وسط رقص
قربون معرفتت لوطی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: آشپزخونه فروم   

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
آشپزخونه فروم
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 2 از 35رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1, 2, 3 ... 18 ... 35  الصفحة التالية

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: قسمت خانه و خانواده :: قسمت آشپزی و آشپزخانه-
پرش به: