HomeHome  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
Latest topics
» متوصنيش -- تامر حسني
Today at 2:49 am by nAvId

» ستاد گمشدگان فروم ...
Today at 2:45 am by nAvId

» كلاس روانشناسي و مشاوره...
Today at 2:40 am by nAvId

» دستان دعا کننده
Yesterday at 10:23 pm by Jany

» هــــــــــــــــــــــــــوووووووووپ
Yesterday at 4:09 pm by amir

» عمه جون تولدت مبارک
Yesterday at 3:29 pm by Yasaman

» مي بينم که .. !!!
Sat Oct 11, 2008 11:17 pm by بهاره

» الفباي زندگي
Sat Oct 11, 2008 3:17 pm by Jany

» کــلمه قبل
Sat Oct 11, 2008 2:24 am by بهاره

Navigation
 Portal
 صفحه اصلي
 ليست اعضا
 مشخصات فردي
 پرسشهاي متداول
 جستجو
Affiliates
free forum
جستجو
 


 Display results as :
 
Rechercher Advanced Search
شعرهايي از نزار قباني
Sat Feb 16, 2008 9:10 pm by hobbelma7boob
ترجمه شعری از نزار قبانی

نامه ای به یک مرد... (شماره ۱ از کتاب روز نگارهای زنی که به چیزی اهمیت نمی دهد)

1

آقای عزیز!
این نامه زنی احمق است
آیا قبل از من زنی احمق به تو نامه نوشته است؟
اسم من؟ بگذریم از اسامی
رانیه ... یا زینب
یا هند ... یا هیفاء
احمقانه ترین چیزی که با خود داریم ـ آقای من! ـ
اسامی هستند
2

آقای من!
می ترسم آنچه را دارم بگویم
می ترسم ـ اگر بگویم ـ
آسمان آتش بگیرد ...
چرا که شرق شما، آقای عزیز!
نامه های آبی را مصادره می کند
رؤیا ها را از گنجینه های زنان مصادره می کند
پرتاب سنگ را بر عواطف زنان تمرین می کند
و وقتی زنان را مخاطب قرار می دهد
چاقو بکار می برد ...
و ساطور
و بهار و شوق ها را ...
و گیسوان مشکی را سر می برّد ...
و شرق شما، آقای عزیز!
تاج شرف بلند مرتبه ای می سازد
از جمجمه های زنان ...

3

از من ایراد نگیر آقای من!
اگر خطم بد است ...
که من می نویسم و شمشیرها پشت درم هستند
و خارج اطاق صدای باد و سگان است ...
آقای من!
عنترة العبسی پشت درم است
سرم را می برد ...
اگر نامه ام را ببیند ...
گردنم می زند ...
اگر لباس بدن نمای مرا ببیند ...
گردنم می زند ...
اگر من از عذاب هایم دم بزنم ...
چرا که شرق شما، آقای عزیز!
زن را با سرنیزه محاصره می کند ...
و شرق شما، آقای عزیز!
با مردان به عنوان پیامبر بیعت می کند
و زنان را در خاک پنهان می کند ...

4

آشفته نشو!
آقای عزیز! ... از نوشته های من
آشفته نشو!
اگر گلاب پاشی را که روزگارانی است سربسته است شکستم ...
اگر از درونم مهر سربی را برداشته ام
اگر فرار کرده ام
از گنبد حرمسراهای قصرها ...
اگر نافرمانی کرده ام از مرگم ...
از گورم ... از ریشه هایم ...
و از مسلخ بزرگ ...
آشفته نشو آقای من!
اگر احساسم را آَشکار کرده ام...
چرا که مرد شرقی ...
نه به شعر اهمیت می دهد و نه به احساسات ...
مرد شرقی ...
ـ ببخشید گستاخی ام را ـ
زن را نمی فهمد، مگر در بستر ...



5

ببخشید آقای من!
اگر به سرزمین مردان دست اندازی کرده ام
چرا که ادبیات بزرگ، طبیعتاً ادبیات مردان است
و عشق همواره
سهم مردان بوده است ...
و رابطه جنسی همواره
مخدری بوده که فقط به مردان فروخته می شده ...
در سرزمین ما آزادی زنان خرافه ای بیش نیست
و آزادی ای نیست مگر آزادی مردان ...
آقای من!
هرچه می خواهی درباره من بگو؛ اهمیت نمی دهم
سطحی، کودن، دیوانه، ابله
دیگر اهمیت نمی دهم ...
چون زنی که از غصه هایش می نویسد ...
در منطق مردان زنی احمق نام دارد
من که از اول نامه گفتم که زنی احمقم ...

Comments: 17
Poll
آلبوم جديد اليسا
عالي
55%
 55% [ 10 ]
خوب
33%
 33% [ 6 ]
متوسط
11%
 11% [ 2 ]
ضعيف
0%
 0% [ 0 ]
محموع راي ها : 18
بخش
كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

کاربراني که اکنون Online هستند: هيچ كدام


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 13 و در تاريخ Tue Jan 29, 2008 11:50 pm بوده است.
Statistics
تعداد کاربران ثبت نام شده: 162
جديدترين کاربر ثبت نام شده: Heinrich

تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 33553 in 1283 subjects