HomeHome  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ورودورود  
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع
 

بهاره يا بهانه

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down 
رفتن به صفحه : قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي
نويسندهپيام
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Wed Jun 18, 2008 8:02 am

nAvId نوشته است:
yasamiin نوشته است:
مرسي بهاره جونم...
خيلي قشنگ بود....اولين مطلبت......
واقعا احساس خوبي پيدا كردم....
مرسي.....
خيلي لطيف و شيرين بود








Suspect
حالا این عکسه کیه ؟

یعنی خاطره اینه ؟ Suspect

Laughing




نويد جان شما شنيدي كه ميگن : يه قرون بده آش به همين خيال باش Wink Rolling Eyes

دست بردار خاطره جون كيه؟؟ ببين خودت رو لو دادي ............. زود اعتراف كن Twisted Evil

_________________
خدایا به داده هایت شکر
به نداده هایت شکر
به گرفته هایت شکر
چون داده هایت نعمت،
نداده هایت حکمت
و گرفتني هایت امتحان است
بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Wed Jun 18, 2008 8:05 am

خوشحالم كه نظراتونو اعلام كردين ..

پس سريع اقدام كنين و هر كدوم يه تاپيك بزنين و مطالبتون رو توش بنويسين lol! lol! lol!

اين تاپيك ميتونه شامل هر مطلبي باشه: دلتنگيها، خاطرات، شعر، داستان، عكس و ...

_________________
خدایا به داده هایت شکر
به نداده هایت شکر
به گرفته هایت شکر
چون داده هایت نعمت،
نداده هایت حکمت
و گرفتني هایت امتحان است
بازگشت به بالاي صفحه Go down
Jany
مشتاق
مشتاق



عضو شده در : 05 Dec 2007
پست : 905
Location : قلب شما

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Tue Jul 01, 2008 10:45 pm

خيلي قشنگ بود..وقتي ميخوندم منتظر آخرش بودم
اون همه تعريف يه آخر...
ولي واقعا پايان قشنگي بود...
واقعا بعضي وقتهاما ارزش خودمون رو فراموش ميكنيم
_________________
حبك عذاب ياما اتحملتو
اتحملت غياب قلبك وانطرتو

بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Thu Jul 03, 2008 1:32 pm

بهمن، 1382


يه نگاه و يه سلام .. يه التماس و يه خواهش .. يه درد و يه درمون

آه خداي من باور نميكنم .. يه ترديد و يه يقين .. تمــــام شد!!

بايد باور كنم كه چقدر بي سر و صدا و چه راحت قفل قلبمو شكوند و من .. من عاشق شدم ؟!

« ع ش ق » تمــام دريچه هاي بي مهري رو گشود و براحتي تمام جاشو باز كرد ..




جلسه محاكمه عشق بود

و قاضي عقل ،

و عشق محكوم به تبعيد به دورترین نقطه مغز شده بود

يعني فراموشی ،

قلب تقاضای عفو عشق را داشت

ولی همه اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع كرد به طرفداري از عشق

آهاي چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی ديدن اونو داشتي

اي گوش مگر تو نبودی كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي

و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد

حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟

همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك کردند

تنها عقل و قلب در جلسه مادند

عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند

ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بیشتر از همه تو را آزرده

چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟

قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود

و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تکرار ميكند

و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعی باشم .

پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتی اگر نابود شوم .


[center]
بازگشت به بالاي صفحه Go down
nAvId
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


GeminiDragon
Age : 20
عضو شده در : 05 Dec 2007
پست : 1592
Location : همه جای ایران ، سرای من است ...

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 1:58 am

بهاره جان ، کلا این پستات خیلی خوب هستن ...

در مورد عشق ...

خیلی فکر کردم ، به جای خاصی نرسیدم ... !
_________________
هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که : " خداوند هنوز از انسان نومید نیست ... " »»» رابیند رانات تاگور

بازگشت به بالاي صفحه Go down
maryashena
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 05 Dec 2007
پست : 1036

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 10:03 am

ممنون بهاره جان ممنون flower flower
بازگشت به بالاي صفحه Go down
Jany
مشتاق
مشتاق



عضو شده در : 05 Dec 2007
پست : 905
Location : قلب شما

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 12:37 pm

من هم فكر كنم مرداد 84 بود..البته يه پيش زمينه طولاني هم داشت
خيلي عالي بود.. بهاره جون ولي نميگي اين دل نازك ما نتونه
مقاومت كنه و مشت خودش رو وا ميكنه
_________________
حبك عذاب ياما اتحملتو
اتحملت غياب قلبك وانطرتو

بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 10:32 pm

دوشنبه، 2 آذر، 1383

همیــــــــــشه به یادتـــــــــون




عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي ، بي انتها و مطلق

عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن

عشق بينائي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد

عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار از اطمينان

عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير

از عشق هرچه بيشتر ميشنويم سيرابتر ميشويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر ، تشنه تر

عشق هرچه ديرتر ميپايد کهنه تر ميشود و دوست داشتن نو تر

عشق نيروئيست در عاشق ، که او را به معشوق ميکشاند ؛ دوست داشتن جاذبه ايست در دوست ، که دوست را به دوست ميبرد . عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست


A&B
بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 10:51 pm

دلم براي خاطره هام تنگ شده .. براي من بودنام، چه دنياي عجيب و غريبيه Rolling Eyes Evil or Very Mad

هيچ وقت اين روزا رو پيش بيني نمي كردم Question Exclamation

بهاره با بهاته و بي بهانه غم دل سپردگياش رو دست قاصدكا فرستاد و با نم ابري از هواي گرفته همراه شد Crying or Very sad

دلم قصه غصه هامو هوس كرد Sad واسه اين تن دردمندم ندايي جز خود سوزي خستگيام نميبينم..


ده سال پيش .. چه شور و حالي داشتم .. چي بودم و چقدر با امروزم متفاوتم

و اين گذر ثانيه ها كه چه نامردانه عمرمونو خودنمايي ميكنن و اين اي كاشها كه چقدر اين زندگي رو پخته تر و جذاب تر ميكنن

دلم واسه اين ترن سريع السير زندگي تنگ شده .. ترني كه گاه حس مسافر اضافه بودن رو بهم ميده

آخ خدا چقدر امشب پر دردم Sad Sad Sad دلم باز اون خلوت خودمون رو ميخواد .. من و تو و آيينه كه تنهاييمونو قسمت ميكرد.. چقدر دلم واسه اين خلوت صادقانه تنگ شده Sad Sad Sad

كجا بود اين دست بيرحم زمانه كه خلوتمون رو بهم زد؟؟ .. كجا بود اين نفير تلخ تملك؟؟

منو برگردون .. به همون خلوت سفيدمون.. بر مي گردوني؟؟؟ برگردون ديگه Sad التماست ميكنم و به درگاهت خدا خدا ميكنم Sad

خنده دار شدم .. التماس به قانوني از تو ميكنم كه هميشه جبرت بوده Crying or Very sad و چه خودخواه شدم باز، نــه؟! منو ببخش .. به رحمانيتت منو ببخش drunken

من عاشق بچگيامم .. من نميخوام بزرگ بشم .. چرا به من ميگن بزرگ شو؟؟ آخه اين بزرگي چي داره؟؟

من نميخوام بزرگ بشم .. منو برگردون خدا Sad من كه بهت گفته بودم نميخوام بيام اين دنيا ..

گفته بودم كه لذت اون دنيا رو با هيچي عوض نميكنم، پس چرا؟؟ چرا منو دادي به اين دنيا؟؟؟ چرا خدا؟؟ ....

نه !! ناشكري نميكنم .. مصلحتت بوده، ميدونم .. منو ببخش كه اعتراض كردم .... الهي الـــــــعفو

_________________
خدایا به داده هایت شکر
به نداده هایت شکر
به گرفته هایت شکر
چون داده هایت نعمت،
نداده هایت حکمت
و گرفتني هایت امتحان است
بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 11:08 pm

پنجشنبه، 14 اسفند، 1382


اي جغد دلم بخوان

امشب نيز براي تسكين دلم بخوان

بخوان تمام نغمه هاي دلم را

بخوان تمام آنها را خط به خط

بخوان كه مردم

نغمه هاي دلم مرا

در صداي تو دريابند

گر چه نغمه من است

ولي مردم انها را از آن تو مي دانند

از آن تو

گويند كه تو شومي كه تو جز بدشانسي نداري

جغد شوم دلم بخوان

بخوان از دست تمام نارفاقت ها

بخوان از درد تهي بودن دلم

تهي بودن از عشق و مستي

بخوان همان سان كه هست

جغد شوم دلم بخوان

بخوان ترانه اي به وزن ابيات خداحافظي

به وزن ابيات وادع

بخوان به نام تمام دلشكستگان

بخوان به اسم هر چه هست و هر چه كه بود

بخوان جغد شوم دلم

عقده هايم را بازگو

بخوان كه تو

تنها كسي هستي كه در دل شب

من هستم و تو

تو هستي و ناله هاي زنجيري دلم

تو هستي و يك كوه غم

غير از تو هيچ كس اين چنين به دلم زل نزده بود

بخوان تا بداند دردم چيست

اي جغد دلم

ديگر خوندن بر سر اين وابرانه تو را هم

از بين برده

ديگر قصه هايم براي تو نيز

غم انگيز است





جغدی روی كنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌كرد. رفتن و رد پای آن را. و آدم‌هایی را می‌دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند.
جغد اما می‌دانست كه سنگ‌ها ترك می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، درها می‌شكنند و دیوارها خراب می‌شوند.
او بارها و بارها تاج‌های شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابه‌لای خاكروبه‌های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند؛
و فكر می‌كرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با این آواز كمی بلرزد.
روزی كبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را كه شنید، گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی.
آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگینشان می‌كنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیرشكست و دیگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدم‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند. خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ.
تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آن كه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛
دل نبستن سخت‌ترین و قشنگ‌ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌های دنیا می‌خواند. و آن كس كه می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست كه می‌گوید: آن چه نپاید، دلبستگی را نشاید.


اين مطلب آخرين بار توسط بهاره در Fri Jul 04, 2008 11:11 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Fri Jul 04, 2008 11:09 pm

چقدر امشب دردمندم خدا؟؟ Sad


پ.ن ميخوام از بند اين دنيا و زمينيها رها شم .. خدا جونم من از عشق خستم .. من عشق زميني نميخوام خدا .. از دلم پاك كن همه هوساي اين دنيا رو Sad
_________________
خدایا به داده هایت شکر
به نداده هایت شکر
به گرفته هایت شکر
چون داده هایت نعمت،
نداده هایت حکمت
و گرفتني هایت امتحان است
بازگشت به بالاي صفحه Go down
nAvId
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی


GeminiDragon
Age : 20
عضو شده در : 05 Dec 2007
پست : 1592
Location : همه جای ایران ، سرای من است ...

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Sat Jul 05, 2008 2:31 am

...
_________________
هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که : " خداوند هنوز از انسان نومید نیست ... " »»» رابیند رانات تاگور

بازگشت به بالاي صفحه Go down
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 03 Dec 2007
پست : 2687
Location : تهران

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Sat Jul 05, 2008 12:13 pm

Crying or Very sad Crying or Very sad
آخیییییییییی
الهی قربون دلت بشم که دلش واسه بچگیش تنگ شده Sad
منم خیلی دلم تنگه.. واسه کی یا واسه چی.. نمی دونم
_________________
شادی روی تو
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه
عطر افشان
گلباران باد!
بازگشت به بالاي صفحه Go down
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 25 Dec 2007
پست : 3426

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Sat Jul 05, 2008 1:18 pm

دلارام نوشته است:
Crying or Very sad Crying or Very sad
آخیییییییییی
الهی قربون دلت بشم که دلش واسه بچگیش تنگ شده Sad
منم خیلی دلم تنگه.. واسه کی یا واسه چی.. نمی دونم



خدا نكنه خانومي .. دلارام دلم واسه صداقت و راستي تنگه .. آدما اين روزا فقط به فكر منافع خودشون هستن و پي عواقب كارشون نيستن

تنها به خواسته خودشون اهميت ميدن و در ظاهر تو براشون مهم تري .. اما باطناً كاري رو ميكنن كه خودشون دوست دارن .. نميفهمن كه بعدها ميتونن چه ضربه اي باشن Evil or Very Mad

دقت كردي هميشه يكي تو ذهن و تخيلمون هست .. يكي كه براش اسم ميذاريم

يكي كه انگار در ماست و با ما .. يكي كه براش دلتنگ ميشيم و نميدونيم كيه

يكي كه طلبش ميكنيم و نميدونيم چيه

يكي كه از يكي بودن مجزاست و بي معنا .. يكي كه اين دنيا رو بي ارزش ميدونه .. كاش اون يكي حقيقي بود Sad Crying or Very sad

_________________
خدایا به داده هایت شکر
به نداده هایت شکر
به گرفته هایت شکر
چون داده هایت نعمت،
نداده هایت حکمت
و گرفتني هایت امتحان است
بازگشت به بالاي صفحه Go down
دلارام
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی



عضو شده در : 03 Dec 2007
پست : 2687
Location : تهران

پستعنوان: Re: بهاره يا بهانه   Sat Jul 05, 2008 4:20 pm

می فهمم چی می گی بهاره جون
گاهی حس می کنم در وجودم یه غمی وجود داره که هیچ چیزی از بین نمی بردش
یا احساس چیزی که گمش کردم، و هیچ چیزی و هیچ کسی نمی تونه غم نداشتنش رو در وجودم تسکین بده
انگار که همیشه و همه جا چشمم و دلم به دنبالش باشن
نمی دونم...
ولی با همه اینها، دنیا و زندگی همینه که هست..
پر از آدم خوب و بد، پر از کارای خوب و بد، هیچ کاریش هم نمی شه کرد
فقط می تونی مواظب قلب و احساست باشی تا کمتر آسیب ببینی
و مواظب باشی که به دیگران آسیب نرسونی، آسیب مادی یا معنوی
با این حال آدمیزاد همیشه هم اونقدرا آینده نگر و محتاط نیست، که فکر می کنم اگر بود، هیچ وقت عشقی به وجود نمی اومد
بازم جای شکرش باقیه
Neutral
_________________
شادی روی تو
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه
عطر افشان
گلباران باد!
بازگشت به بالاي صفحه Go down

بهاره يا بهانه

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 2 از 4رفتن به صفحه : قبلي  1, 2, 3, 4  بعدي

Permissions of this forum:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: عمومي :: سفره خانه-
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع